بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 53

صفحه 53

به پای کاخ ستم فوج فوج عدوانش

یکی بگفت: شکستیم عهد و پیمانش

یکی بگفت: مبادا کنند قربانش

یکی بگفت: که شاید برند زندانش

بگوش بود در آنجا ز هر دری سخنی

که شد ز بام سرازیر نازنین بدنی

ندیده دیده خدایا که ناز بین مهمان

سرش به بام و تنش در محلّ قصّابان

دو ماه پاره او در میانۀ زندان

عزا گرفته نهانی ز چشم زندانبان

ستاره ریخته «میثم» ز آسمان بَصَر

بیاد آن پدر و اشک چشم آن دو پسر

ای مرد ای که روی به این سو نهاده ای

ای مرد ای که روی به این سو نهاده ای

بگذر چرا به خانه من تکیه داده ای؟

کردی بهانه تشنگی و آب خواستی

نوشیدی آب و باز هم این جا ستاده ای

وحشت زده است شهر و گواه است حال تو

که آزاده ای و در کف دشمن فتاده ای

مردان کوفه را همه از بیعت یزید

تیغی به دست هست و به گردن قلاده ای

یا خانه را ندانی و گم کرده ای تو راه؟

یا بس که راه رفته ای از پا فتاده ای؟

فرمود طوعه را که منم نایب حسین

من مسلمم که بر رخ من در گشاده ای

سرگشته ام از آن که مرا نیست خانمان

و آن را که خانه نیست ندارد اراده ای

او را شناخت و آن شب پناه داد

زن بود و داشت مردمی فوق العاده ای

فردا دریغ پیکر او پاره پاره شد

از تیغ هر سواره ای و هر پیاده ای

ای مسلم ای بزرگ مسلم تو را سلام

ای گل که زینت در دارالشهاده ای

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه