بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 60

صفحه 60

شمشیرهای تشنه و قدار می رسند

ذبح عظیم پیش تماشای زینب است

شمر و سنان به قهقهه این بار می رسند

حلق علی و قلب من و سینه یتیم

این نقطه ها به حرمله انگار می رسند

اینجا ترحمی به یتیمان نمی شود

زیور فروش های تبه کار می رسند

سرهایتان به سنگ ، همه آشنا شود

بس هدیه ها که از در و دیوار می رسند

جمعی برای بردن خلخال و گوشوار

جمعی برای غارت گهوار می رسند

قدری به سینه آه برایم بیاورید

قدری به سینه آه برایم بیاورید

پیراهن سیاه برایم بیاورید

اخبار بین راه برایم بیاورید

تربت ز قتلگاه برایم بیاورید

دارد حسین می رود انگار کربلا

دارد دل رسول خدا می شود مذاب

می ریزد اشک روضه ز چشم ابوتراب

شد نوحه های فاطمه هم نالۀ رباب

کودک چقدر می خورد از نهر آب، آب

دارد عجیب قصۀ غمبار ، کربلا

این نالۀ دمادم زهرای اطهر است

زینب بدان که کرب و بلا پر ز لشگر است

تا چند روز بعد ، حسینِ تو بی سر است

آنروز روز غارت خلخال و معجر است

بدتر ز روضۀ در و دیوار ، کربلا

گریان توست مادر تو ای حسین من

بر نیزه می رود سر تو ای حسین من

گردد اسیر خواهر تو ای حسین من

گردد یتیم دختر تو ای حسین من

تا شام و کوفه همره اغیار ، کربلا

عباس من تو دور و بر کاروان بمان

همراه زینب و کمک بانوان بمان

پشت و پناه لشگر و پیر و جوان بمان

پیش حسین من به تمام توان بمان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه