بوی سیب : مجموعه اشعار محرم 94 صفحه 70

صفحه 70

دعا کن یابن زهرا تا ز تیر و نیزه و خنجر

به جای اکبرت از هم شود پاشیده اعضایم

به خود گفتم که شاید از کرم بخشی گناهم را

ندانستم که در نزد حبیبت می دهی جایم

نبسته باب توبه بر روی کس توبه کن "میثم"

مرا از باب توبه سوی خود آورد آقایم

من آن حرم که حریّت عطا کرده است مولایم

من آن حرم که حریّت عطا کرده است مولایم

مخوانیدم دگر حرّ یزیدی، حر زهرایم

اگرچه ذره ام، در دامن پرمهر خورشیدم

اگرچه قطره بودم، وصلِ دریا کرد دریایم

اگر دامان مهرش را نگیرم، اوفتد دستم

گر از کویش گذارم پای، بیرون، بشکند پایم

اگر عباس گوید دست و سر، سازم به قربانش

وگر اکبر پسندد، کشتۀ آن قد و بالایم

ز چشمم اشک خجلت بود جاری، بخت را نازم

که هم بخشید، هم اذن شهادت داد مولایم

تمنایم فقط این است از ریحانۀ زهرا

که با خون جبینم آبرو بخشد به سیمایم

صدای گریۀ اصغر ز قحط آب، آبم کرد

لب خشکیدۀ عباس، آتش زد به اعضایم

چه بی رحمید اهل کوفه! من با چشم خود دیدم

ترک خورده است از هرم عطش لب های آقایم

تماشایی ست لبخندم اگر با چشم خود بینم

که مولایم کند با پیکر خونین تماشایم

بسوزانید و خاکستر کنید از پای تا فرقم

من آن پروانه ای هستم کز آتش نیست پروایم

ز خجلت خواست تا از تن شود روحم برون "میثم!"

حسین بن علی با یک تبسم کرد احیایم

یوسف فاطمه من حر گنه کار توام

یوسف فاطمه من حر گنه کار توام

از دو عالم شده آزاد و گرفتار توام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه