مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 112

صفحه 112

1- همان، صفحه 212.

مگر که ماه بنی هاشم است کرده سقوط؟ *** چو مشک با علمش در مقابل افتاده

دو دستش از بدن افتاده، خورده چشمش تیر *** به دام حلقه دشمن، چه مشکل افتاده

به خاک و خون اگر این پور مه لقای علی است *** به زیر پای، چرا این شمایل افتاده

به جای این که نشیند کنار او مادر *** گشوده دیده و چشمش به قاتل افتاده

صدای العطش از خیمه گه به عرش رسد *** کنار علقمه سقا، چه غافل افتاده

«حسان» به علقمه آن پیکر به خون غلتان *** مثال کعبه دل بود، بر گِل افتاده

حرام عشق

-1

بر لب آبم و، از داغ لبت می میرم *** هر دم از غصّه جانسوز تو آتش گیرم

مادرم داد به من درس وفاداری را *** عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم

سعی ها کرد عدو، تا کندم از تو جدا *** با وجودت که تواند که کند تسخیرم؟

در نگاه غضب آلوده من، دشمن دید *** که چو شیری من از این جیفه دنیا سیرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه