مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 113

صفحه 113

1- همان، صفحه 210.

بوته عشق تو، کرده است مرا چون زرناب *** دیگر این آتش غمها، ندهد تغییرم

سعی بسیار نمودم که کنم سیرابت *** گشتم آخر خجل از کوشش بی تأثیرم

اکبرت کشته شد و نوبتم آخر نرسید *** سینه ام تنگ شد از بس که بود تأخیرم

غیرتم، گاه نهیبم زند: از جا برخیز *** لیک فرمان مطاع تو شود پاگیرم

تا که مأمور شدم، علقمه را فتح کنم *** آیت قهر، بیان شد، زلب شمشیرم

کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام *** شد درین قبله عشّاق، دوتا تقصیرم

دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد *** چشم من داد از آن آب روان تصویرم

باید این دیده و این دست، دهم قربانی *** تا که تکمیل شود حج من و تقدیرم

زین جهت دست به پای تو فشاندم بر خاک *** تا کنم دیده فدا، چشم به راه تیرم

* * *

ای قد و قامت تو، معنی «قد قامت» من *** ای که الهام عبادت، ز وجودت گیرم

وصل شد، حال قیامم، زعمودی به سجود *** بی رکوع است نماز من و این تکبیرم

بدنم را به سوی خیمه اصغر نبرید *** که خجالت زده زآن تشنه لب، بی شیرم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه