مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 23

صفحه 23

گفت: اکنون شد شکسته پشت من *** که برادر شد برون از مشت من

یافت امّیدم زهر سو انقطاع *** زندگانی بعد ازین باشد صُداع

مقتل عباس شد پرداخته *** مقتل قاسم بیارم ساخته...

عبّاس نامدار

-1

عباس نامدار چو از پشت زین فتاد *** گفتی قیامت است که مَه بر زمین فتاد

آه از دمی که بهر سکینه به دوش مشک *** لابدّ به راه از پی ماء مَعین فتاد

اندر فرات راند و پراز آب کرد کف *** بر یاد حلق تشنه سلطان دین فتاد

از کف بریخت آب و پر از آب کرد مشک *** زان پس میان دایره اهل کین فتاد

افتاد بر یسار و یمین لرزه عرش را *** چون هر دو دست او زیسار و یمین فتاد

فریاد از آن عمود که دشمن زدش به سر *** و انگاه مغفرش ز سر نازنین فتاد

چشمش زحلقه چون بدر افتاد زان عمود *** بر ابروان حیدر کرّار چین فتاد

آمد امیر تشنه لبانش به سر دوان *** او را چوکار با نفس واپسین فتاد

بر روی شاه خنده زنان جان سپرد و گفت: *** خرّم کسی که عاقبتش این چنین فتاد

قاسم زشاه خواست اجازت پی نبرد

بگذشته سیزده زسرش چرخ لاجورد

* * *

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه