مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 57

صفحه 57

1- همان، صفحه 118.

ندانم که ماه بنی هاشمی را *** چه بر سر از این قوم بداختر آمد

زسردار رحمت سری دید زحمت *** که تاج سر هر بلند افسر آمد

دریغا که عنقاء قاف قدم6 را *** خدنگ مخالف به بال و پر آمد

دو دستی جدا شد زیکتا پرستی *** که صورتگر نقش هر گوهر آمد

کفی از محیط سخاوت جدا شد *** که قلزم در او از کفی کمتر آمد

دریغا که دریا دلی ز آب دریا *** برون با درونی پر از اخگر آمد

عجب درّ یک دانه خشک لَعلی *** ز دریا برون با دو چشم تر آمد

زسوز عطش بود دریای آتش *** دهانی که سر چشمه کوثر آمد

دریغا که آن رایت نصرت آیت *** نگون سرز بیداد یک صرصر7 آمد

زبان حال ام البنین در خطاب به فرزندانش

چشمه خور در فلک چارمین8 *** سوخت زداغ دل ام البنین

آهِ دل پرده نشین حیا *** برده دل از عیسی گردون نشین

دامنش از لخت جگر لاله زار *** خون دل و دیده روان زآستین

مرغ دلش زار چو مرغ هزار9 *** داده زکف چار جوان گزین

اربعه مثل نسور الربی10 *** سدره نشین از غمشان آتشین

کعبه توحید از آن چار تن *** یافت زهر ناحیه رکنی رکین

قائمه عرش از ایشان به پای *** قاعده عدل از آنها متین

نغمه داوودی بانوی دهر *** کرده بسی آب، دل آهنین

زُهره زساز غم او نوحه گر *** مویه کنان موی کنان حورعین

یاد ابوالفضل که سرحلقه بود *** بود در آن حلقه ماتم نگین

اشک فشان سوخته جان همچو شمع *** با غم آن شاهد زیبا قرین

ناله و فریاد جهانسوز او *** لرزه در افکنده به عرش برین

کای قدو بالای دلارای تو *** در چمن ناز بسی نازنین

غرّه غَرّای تو الله نور11 *** نقش نخستین کتاب مبین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه