مدایح و مراثی حضرت ابوالفضل علیه السلام در شعر فارسی صفحه 83

صفحه 83

دکتر ذبیح الله جوادی «روشنگر»

معاصر

شهسوار کربلا

-1

زعباس گویم کنون داستان *** که مو بر تن شیر گردد سنان

جوانی به قد، سرو و از تن چو کوه *** خداوند صمصام1 و فرّ و شکوه

دل کوه بدریدی از رمح 2 تیز *** ربودی دل اژدر3 اندرستیز

چو چرمه4 جهاندی به میدان دلیر *** بلرزیدی از صولتش پشت شیر

چو بر کوهه زین شدی استوار *** به یک نعره بردی زدلشان قرار

چو دریای خشمش به موج آمدی *** چو تندر خروشش به اوج آمدی

اگر لشکر خصم دریا شدی *** به عزم ستیزش مهیّا شدی

بر آوردی از جان او تیره گرد *** به شمشیر خونریز، گاهِ نبرد

به رزمش دو صد زال و سام سوار *** ببودند چون کودک شیرخوار

قضا خیره ماندی زپیکار اوی *** قدر لب به دندان از آن رزمجوی

وفادار و شیرین بیان و حکیم *** حسین علی را مشار و ندیم

چنان بندگان در حضور امام *** نه هرگز نشستی و گفتی کلام

به شاه شهیدان به گفت وشنفت *** به سی سال عمرش برادر نگفت

قویدل بدند از وجودش همه *** زحق بود گفت و شنودش همه

به چشمش زشوق و وفا خواب نه *** سپاه ستم را از او تاب نه

* * *

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه