- دیباچه 1
- دوستی و محبت 8
- قناعت 14
- دنیاگریزی 17
- آراستگی 21
- سخن گفتن 25
- عبادت و بندگی 28
- اهتمام به قرآن 34
- خوردن و آشامیدن 38
- نشست و برخاست 43
- رضامندی 52
- مهمان نوازی 56
- رفتار با کودکان 59
- رفتار با جوانان 63
- احترام به والدین 68
- منزلت زنان 72
- عفو و گذشت 79
- مهربانی همراه با شجاعت 82
- سعه صدر 84
- فروتنی 88
- هم نشینی با نیکان 94
- صلح طلبی 107
- رعایت حقوق اقلیت ها 111
- خرافه زدایی 115
- وفاداری به عهد و پیمان 118
- سپاس گزاری از دیگران 121
- سیره تبلیغی 123
- قرض الحسنه 130
- صدقه و بخشش 136
- سیره حکومتی 139
- آینده نگری 145
- فرجام سخن 151
داشت جامعه ای را پایه گذاری کند که یک پارچه، منظم و امن باشد. او تنها راهنمای مردم منطقه خود یا کمک رسان مسلمانان نبود، بلکه در برابر همگان مسئولیت داشت: «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کَافَّهً لِلنّاسِ بَشیرًا وَ نَذیرًا». (سبأ: 28)
حضرت محمد صلی الله علیه و آله در رفتار با اهل کتاب می کوشید با استدلال و منطق و حتی بر اساس کتاب خودشان با آنها گفت وگو کند. با نگاهی گذرا به تاریخ اسلام درمی یابیم که علمای ملت های مختلف از یهودی، مسیحی، دهری و مشرک، به مدینه، مرکز حاکمیت اسلام می آمدند و در کمال آزادی به اظهار عقاید خویش می پرداختند. آنان ساعت ها با پیامبر گفت وگو می کردند. آن حضرت نیز با سعه صدر کامل و به دور از تنگ نظری و حساسیت بی مورد، به سخنان آنان گوش می داد و با استفاده از باورهای خود آنان، برای حقانیت اسلام و رسالت خویش دلیل می آورد. علی علیه السلام در این مورد می فرماید:
روزی علمای یهود، نصاری، دهریه، زرتشتیان و مشرکان عرب نزد پیامبر جمع شدند. یهودیان گفتند: ای محمد! ما معتقدیم عزیز، پسر خداست. آمده ایم ببینیم تو چه می گویی. اگر از ما پیروی کنی پس ما به حق از تو پیشی داریم و اگر مخالفت کنی، با تو دشمنی می کنیم. علمای دیگر نیز پس از بیان عقاید خود، جمله هایی همانند یهودیان به زبان آوردند و آن حضرت را به مناظره دعوت کردند. پس از آن، پیامبر با کمال متانت به هر یک از آنان پاسخ گفت بدون اینکه در مقابل عقاید باطل آنان، تندی و خشونت نشان دهد یا اظهار ناراحتی کند.(1)
1- [1] . بحارالانوار، ج 9، صص 257 _ 267.