رسول مهربانی: چهل جلوه زیبا از گفتار و رفتار رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم صفحه 120

صفحه 120

وی که بیست سال بیشتر نداشت، در حرکت جوان مردانه و ستم ناپذیری به نام _حلف الفضول_ شرکت کرد.

گفته اند مردی از _بنی زبید_ در ماه ذی قعده وارد مکه شد و کالایی داشت. _عاص بن وائل سهمی_ آن کالا را خرید، ولی بهای آن را نپرداخت. کار به مشاجره کشید. مرد زبیدی که نمی توانست حق خود را بگیرد، به ناچار بالای کوه _ابوقبیس_ رفت و دادخواهی کرد و آزادگان قریش را به دفاع از ستم دیده و جلوگیری از ستم عاص فرا خواند. وی گفت: ای مردان قریش! به داد ستم دیده ای برسید که کالایش را در مکه به ستم گرفته اند و دور از طایفه و کسان خویش است. حرمت، خاص کسی است که حرمت نگه دارد و کسی که جامه خیانت پوشیده است، حرمت ندارد. _بنی هاشم، بنی مطلب، بنی عبد مناف، بنی زهره بن کلاب، بنی تیم بن مُرَّه_ و _بنی حارث بن فهد_ در خانه _عبداللّه بن جدعان یتمی_ گرد آمدند و پیمان بستند که هر ستم دیده ای را یاری کنند و در گرفتن حق ستم دیدگان هم داستان باشند و اجازه ندهند در مکه بر هیچ کس ستم رود.(1) از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که پس از مهاجرت به مدینه فرمود:

لَقَدْ شَهِدْتُ حَلْفا فِی دارِ عَبْدِ اللّه بْنِ جُدْعانَ لَوْ دُعِیتُ إِلی مِثْلِهِ لَأَجَبْتُ وَ ما زادَهُ الإِسْلامُ إِلّا تَشْدِیدا.(2)

در خانه عبداللّه بن جدعان در پیمانی حضور یافتم که اگر در اسلام هم مرا به مانند آن دعوت کنند، اجابت می کنم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است.


1- [1] . تاریخ یعقوبی، ج2، ص 18.
2- [2] . سیره ابن هشام، ج1، ص 145.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه