زمزمهی عشق صفحه 141

صفحه 141

گاه گاهی که بر این دیو ظفر یافتهام

پرتو حُسن تو با جان من آن کرد که من

نعمت سوز دل و دیدهیِ تر یافتهام

مادرم شهد غمت ریخت به کامم با شیر

هنر نوکریت را ز پدر یافتهام

عمر فانی شد و مدح تو بود حاصل عمر

از نهالی که شکسته است ثمر یافتهام

ای «مؤیّد» من و مهر علی و عشق حسین

آنچه میخواستم امروز؛ دگر یافتهام

شعر از سَیِّد رضا مؤیّد خراسانی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه