زمزمهی عشق صفحه 187

صفحه 187

شاهد تنها

خواستم خنده کنم؛ ماتم طاها نگذاشت

خواستم گریه کنم؛ طعنهی اعدا نگذاشت

خواستم دادِ دل فاطمه گیرم ز عدو

حکمت و مصلحت خالق یکتا نگذاشت

آن زمانی که درِ خانه، عدو آتش زد

خواستم من بروم اُمّ ابیها نگذاشت

آن زمانی که گل و غنچهی من پر پر شد

خواستم داد زنم؛ نالهی اسما نگذاشت

دیدن میخ درِ خانه مرا آتش زد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه