زمزمهی عشق صفحه 190

صفحه 190

کارزویِ سفرِ جان ز دیار تن کرد

گفت: ای کاش! که جان با نفس آید بیرون

غم تو گلشن عالَم به علی گُلخن کرد

عید غدیر خُم

آیینهی عدل

ای علی! ای ارتفاعت تا خدا

بینهایت، بیکران، بی‌انتها

ای علی! ای همسر بانوی آب

جلوهیِ حق، اسم اعظم، نور ناب

ای علی! ای خوب، ای تنهاترین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه