زمزمهی عشق صفحه 229

صفحه 229

الهی! مَردم از من سیر و من سیرم از مردم

نما راحت مرا ای خالقِ ارض و سما! امشب

الهی! در حق من کینهی بِنملجم افزون کن

که سازد این محاسن را به خونِ سر خضاب، امشب

محو ذات کبریا

شبی در جستجو پویا شدم آهسته آهسته

که آن خلوتنشینِ حِجلهی شب را کنم پیدا

به ناگه در مناجات و ندائی آشنا دیدم

امیرالمؤمنین را محو ذات خالق یکتا

ز خشم افکنده بر اعضای دنیا لرزه و گوید:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه