زمزمهی عشق صفحه 243

صفحه 243

آن که میبُرد مرا بر سر و دوش

گوییا دیده خطایی از من

که چنین کرده جدایی از من

دوست دارم که بیاید به برم

بنهد تاج محبّت به سرم

ناگه از هاتف غیبش در گوش

گفت او را به دو صد جوش و خروش

آه دیگر ز دل ریش مکش

انتظار پدر خویش مکش

بر سر سجده علی را کشتند

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه