زمزمهی عشق صفحه 293

صفحه 293

تا مگر گردم از این راز، آگاه

دیدم آن سوی که نخلستانیست

اثر از ظلمت شب، پیدا نیست

همه از جلوهی حق مستورست

جَلَوات است و سراسر نورست

دیدم آن سِرِّ خَلَقتُ الافلاک

رویِ اخلاص نهادهست به خاک

نیمه شب، خلوت رازی دارد

با خدا راز و نیازی دارد

«کای خدا! باز شب تار آمد»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه