زمزمهی عشق صفحه 30

صفحه 30

من او را دیدهام آن سوی بودن

فراز لحظهیِ نابِ سرودن

من او را دیدهام در فصلِ مهتاب

درون خانهی مهتابی آب

علی را از گل «لا» آفریدند

برای عشق، مولا آفریدند

سخن هر چند گویم؛ ناتمام است

سخن در حدّ او سودای خام است

ز دریا قطره آوردن هنر نیست

زبانم را توانی بیشتر نیست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه