زمزمهی عشق صفحه 31

صفحه 31

ولی تا با سخن گردد دلم جفت

بگویم آن چه آن شوریده میگفت:

علی را قدر، پیغمبر شناسد

که هر کس خویش را بهتر شناسد

بارها گفت محمّد …

بارها گفت محمّد که: علی جان من است

هم به جان علی و جان محمّد، صلوات

روزی که به …

روزی که به عالَم نه زمین و نه سما بود

نه گنبد گردندهی گردون، سرِ پا بود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه