زمزمهی عشق صفحه 44

صفحه 44

و هیچ روز نشد شب، که بارِ عام نداشت

چشیده بود علی طعم فقر را همه عمر

به غیر نان و نمک سفرهاش طعام نداشت

اگر چه بود زره بر تن علی بیپشت

اگر چه تیغهی شمشیر او نیام نداشت

به بردباریِ این بتشکن مدینه گریست!

که داشت قدرت و تصمیم انتقام نداشت

علی عدالت مظلوم بود و تنها ماند

دریغ امّت او، شرم از این امام نداشت

شعر از محمّد جواد غفور زاده (شفق)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه