زمزمهی عشق صفحه 89

صفحه 89

چون مهد شهود شد ممهّد

آیینه شکافت از تجلّی

یک جلوه بتافت در دو مشهد

یک شمع فروخت در دو روزن

یک روح شد از دو تن مجسّد

عین هم و غیر هم چو حرفی

کِش خوانی مُدغَم و مشدّد

این نکته نه من ز خود سرایم

کش خوانده خدای نفسِ احمد

ای آینهی تَحَیُّرافزا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه