غربت بقیع صفحه 151

صفحه 151

اشک میریزد به روی تربت اجداد خویش

تا بِشُوید گَرد غربت را ز رخسار بقیع

جای دارد خون ببارند از بَصَر اهل ولا

این زمان بر غربت و غمهای بسیار بقیع

یک غمش تخربب صحن و بارگاه اوصیا

حزن دیگر منع هر زائر به گلزار بقیع

دارم امیدی که با لطف خداوند کریم

خصم گردد منصرف از حیله در کار بقیع

استعانت (ناظر) دلخسته جوید از خدا

تا مگر او هم شود از خیل زوار بقیع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه