مجموعه اشعار ماه رجب صفحه 350

صفحه 350

یکی دو جرعه غزل مرثیه بنوشید و...

به دخترش همگی تسلیت بگویید و...

چه خوب تک تک تان اهل فیض و بارانید

به نام نامی آقا به روضه مهمانید

تمام غربت عالم به او حواله شده

اسیر خسته ی کنج سیاهچاله شده

بنای دشمن او گرچه ظلم و بیداد است

سیاهچاله نگو قتلگاه بغداد است

به ناله محبس خود را اگر حرم کرده

ز فرط گریه دو چشم ترش ورم کرده

در آسمان نگاهش شراره حد میزد

دم غروب کثیفی به او لگد میزد

بلند میشد و از نو دوباره می افتاد

سرش به شانه ی زخمش هماره می افتاد

نگو چرا که قیامش فقط قعود شده

تمام دور و بر گردنش کبود شده

نگو چرا ز لبش خون لخته می ریزد

نگو چرا دو سه روز است برنمیخیزد

ز روی کینه جراحات او نمک خورده

شبیه مادر خود فاطمه کتک خورده

شبیه مادر خود فاطمه پرش زخم است

شبیه مادر خود فاطمه سرش زخم است

شبیه مادر خود از زمانه دلگیر است

شبیه مادر خود از نفس زدن سیر است

خدا کند ز اسارت رها شود آخر

شبیه فاطمه حاجت روا شود آخر

خدا کند زن بدکاره توبه ای بکند

به یک اشاره ی او باحیا شود آخر

خدا کند که نگهبان بد دهان امشب

به پاس حرمت او بی صدا شود آخر

ملامتی نکنیدم که رسم مداح است

گریز روضه ی او کربلا شود آخر

اگر چه غصه ی تبعید از وطن دارد

به روی شانه ی خود کوهی از محن دارد

ولی چه خوب که یک تکه تخت چوبی هست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه