- پیشگفتار 1
- سلام بر رمضان 2
- بخش اوّل در محضر ماه مبارک رمضان 5
- الف: اهمیت روزه و ماه مبارک رمضان 5
- در عظمت ماه مبارک 6
- اول سالِ اهلِ سیر و سلوک 8
- همه ماهها پشت سر ماه مبارکند 8
- ماه مبارک با همراهانش میآید 8
- انسان وارسته عاشق ماه مبارک 9
- میهمان خدا بودن 10
- ب: سفارشات در ماه مبارک 12
- انس با قرآن 13
- دعا در ماه مبارک 14
- فضیلت صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله در ماه مبارک 16
- ماه مبارک و رهایی انسان از اسارت گناهان 17
- صله ارحام و حفظ لسان از دستورهای ماه مبارک 18
- بخش دوم مناسبتها 22
- اشاره 22
- اشاره 23
- وفات حضرت خدیجه علیها السلام 23
- فرزندان خدیجه از پیامبر 25
- سن خدیجه 25
- میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام 26
- وفات خدیجه 26
- غزوه بدر 34
- اشاره 34
- مشکلی که قریش با آن روبرو شدند 37
- کسب اطلاعات از اوضاع دشمن 38
- چگونه ابوسفیان گریخت 40
- اختلاف نظر میان قریش 41
- شورای قریش 42
- حرکت قریش 42
- چیزی که جنگ را قطعی ساخت 43
- جنگهای تن به تن 44
- حمله عمومی آغاز میگردد: 45
- میزان خسارات و تلفات 46
- برکات شب قدر 47
- اشاره 52
- علی علیه السلام در بستر تاریخ 52
- 23 سال فداکاری 53
- 25 سال سکوت تلخ 54
- مهمترین فعالیتهای امام علیه السلام در دوران کنارهگیری از خلافت 56
- ویژگی دوران خلافت عثمان 59
- دوران خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام 59
- اصولی از برنامه حکومتی علی علیه السلام 61
- دشمنان علی علیه السلام در سه جبهه 64
- جناح ناکثین 65
- جناح قاسطین 65
- جناح مارقین 66
- سیاست شیطانی معاویه 68
- فتح مکه 71
- اشاره 71
- جاسوسی به دام افتاد 75
- پیامبر حرکت میکند 76
- تاکتیک جالب ارتش اسلام 78
- ابوسفیان در حضور پیامبر 80
- مکه بدون خونریزی تسلیم میشود 82
- نیروهای نظامی اسلام وارد شهر میشوند 85
- شکستن بتها! شست وشوی کعبه 86
- علی علیه السلام بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله 87
- پیامبر عفو عمومی اعلام میکند 89
- علی علیه السلام، ای عدالت مظلوم 89
- اشاره 93
- هفته کمک به مستضعفین 93
- ماه رمضان و انفاق 93
- روز جهانی قدس 95
- اشاره 95
- نجات قدس، آرمان امام راحل 95
- عید فطر 97
- جلوههای عید اسلامی فطر 97
- عید فطر عید پیروزی است 97
- اشاره 97
- درس تزکیه و خودسازی 98
- میعاد با فطرت 99
- درس بسیج عمومی و همبستگی اجتماعی 99
- خوردن و آشامیدن 105
- نیّت روزه 105
- احکام مبطلات روزه 105
- احکام روزه 105
- مُبطلات روزه 105
- قی کردن 106
- تزریق آمپول 106
- باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح 106
- فرو بردن تمام سر در آب 106
- رساندن غبار غلیظ به حلق «5» 106
- اشاره 106
- روزه قضا 107
- باقی ماندن بر حیض و نفاس 107
- کارهایی که بر روزهدار مکروه است 107
- کفاره روزه 107
- احکام قضا و کفاره روزه 110
- اشاره 111
- روزه مسافر 111
- احکام روزه مسافر: 112
- نماز مسافر 113
- راههای ثابت شدن اول ماه 114
- اشاره 116
- اعتکاف 116
- اشاره 116
- شرایط اعتکاف 117
- احکام اعتکاف 117
- زکات فطره 119
- محرّمات اعتکاف 119
- احکام زکات فطره 120
- اشاره 123
- بخش چهارم ادعیه وآداب 123
- ادعیه و اعمالی که در تمام ماه رمضان مستحب است: 124
- اعمال مشترک ماه رمضان 124
- دعاهایی که پس از نمازهای واجب خوانده میشود 126
- اعمال شبهای ماه رمضان 128
- اعمال مشترک شبهای ماه رمضان: 128
- دعای افتتاح 129
- اعمال شبهای ماه رمضان 134
- اعمال شبهای قدر 142
- اعمال مشترک 142
- اعمال مختص 143
- اعمال شب بیست و یکم 143
- اعمال شب بیست و سیّم 144
- اعمال شبهای دهه آخر ماه رمضان 147
- نمازهای شبهای ماه رمضان 157
- اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان 159
- دعای ابوحمزه ثمالی 161
- اعمال روزهای ماه رمضان 180
- اعمالی که هر روز انجام میشود: 180
- دعاهای روزهای ماه رمضان 202
- اعمال شب عید فطر 209
- اعمال عید فطر 209
- اعمال روز عید فطر 210
- دعای جوشن کبیر 213
صدای عباس را شناخت و گفت: «ابوالفضل» (کنیه عباس است) چه میگوئی؟، عباس گفت: به خدا سوگند این شعلهها و آتشها مربوط به سربازان محمد است. او با سپاه بس نیرومندی به سوی قریش آمده، و هرگز قریش تاب مقاومت آن را ندارند.
سخنان عباس، لرزه شدیدی بر اندام ابیسفیان افکند، و در حالی که بدنش میلرزید و دندانهایش بهم میخورد، رو به عباس کرد و گفت: پدر و مادرم فدای تو چاره چیست؟
گفت چاره اینست که همراه من به ملاقات پیامبر بیائی و از او امان بخواهی، وگرنه جان همه قریش در خطر است.
سپس او را بر ترک استر سوار کرد و به جانب اردوی اسلام روانه گردید. و آن دو نفر (بدیل بن ورقاء و حکیم بن حزام) که همراه ابوسفیان برای تفتیش حال آمده بودند؛ بسوی مکه باز گشتند.
ابوسفیان در حضور پیامبر
وقتی چشم پیامبر به ابوسفیان افتاد گفت: آیا وقت آن نشده است که بدانی جز خدای یگانه خدائی نیست؟! ابوسفیان در پاسخ وی گفت:
پدر و مادرم فدای تو باد چقدر بردبار و کریم و با بستگان خود مهربانی؟ من اکنون فهمیدم که اگر خدائی جز او بود تا کنون به سود ما کاری انجام میداد. پیامبر پس از اقرار وی به یگانگی خدا افزود، که آیا وقت آن نشده که بدانی من پیامبر خدا هستم؟! ابوسفیان جمله قبلی را تکرار کرده گفت: چقدر تو بردبار و کریمی و با خویشاوندان مهربانی! من در رسالت شما فعلا در فکر و اندیشه هستم. «عباس»، از تردید و