اشعار ماه مبارک رمضان 94 صفحه 612

صفحه 612

هیزم و آتش و کابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه که آمد می زد

تازه می کرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر کس که در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی بود خواهش می کرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می کرد

زینبش ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد کِشد غارتِ پیکرها را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه