شهد بندگی صفحه 186

صفحه 186

چه هست را، سایه ای از لطف و کرم او به شمار می آرند. مسبب تمامی اسباب در نهایت خدای متعال است و یکتاپرستان بارگاه کبریایی او، تکمیل تمامی نواقص و سیر کمالی به سوی دوست را هم از دوست می طلبند و جز او دست تمنا به سوی دیگر نمی برند؛ هر چند به ظاهر از اسباب دنیایی بهره می جویند و تمتع می برند. ارتباط تنگاتنگ اولیای الهی در هر مقام و منزلتی  که هستند، چشمان مردمان را به حیرت می افکند و تاریخ در برابر عظمت و وسعت دیده بینای باطنی ایشان، در شگفت است.

نقل است که روزی امام کاظم علیه السلام بیمار شد. طبیبی یهودی به بالینشان آوردند تا معالجه کند. حضرت فرمود: کمی صبر کن. من دوستی دارم تا با او مشورت کنم. آن گاه روی از طبیب برگردانید و رو به سوی قبله کرد و چنین نجوا فرمود: «محبوبا! تو مرا بیمار کرده ای و تو نیز طبیب من هستی. پس با فضل و کرم خویش نظری به این بنده بیفکن و از شراب مهر و محبتت مرا جامی ده و از شیرینی مقام قربت بر آن بیفزای». هنوز حضرت این سخنان را به پایان نرسانده بود که اثر بهبودی در چهره مبارکش ظاهر شد و در همان لحظه بیماری ایشان زایل گردید. طبیب که با شگفتی شاهد ماجرا بود، گفت: ای سرور من! اول گمان می کردم تو بیماری و من طبیب، اکنون آشکار شد که من بیمارم و تو طبیب، از تو خواهش می کنم مرا معالجه کن. حضرت اسلام را بر او عرضه داشت و طبیب مسلمان شد.(1)

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم


1- پند تاریخ، ج 1، ص 52.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه