شهد بندگی صفحه 188

صفحه 188

جاوید است و انسان مسکین جاهل، به هر چه جز او مهر بورزد و دل بندد، روزی از کف خواهد داد، جز ذات پاک آن یار یگانه و آن محبوب دل آرام که دوستی با وی، پیوستن با ابدیت و دل بستن به جاودانگی است. زهی عشق که جان آدمی را از خاک تا افلاک می کشاند و از بند تعلقات غیر الهی اش می رهاند.

خلیل درگاه حضرت دوست، حضرت ابراهیم علیه السلام چون به ملکوت آسمان و زمین نظر انداخت، همه را پشت سر افکند و فریاد توحید و یگانه خواهی برآورد که «لا اُحِبُّ الاَفِلین؛ آنچه را نابود شود و فنا پذیرد، دوست نمی دارم و بدان دل نخواهم بست». (انعام: 76)

از هر چه غیر دوست، چرا نگذرد کسی

کافر برای خاطر بت، از خدا گذشت

زنده باد دوست و مرده باد هر چه غیر اوست.

گویند اهل دلی کسی را بدید که زار می گریست. گفت: از چه می گریی؟ پاسخ داد. دوستی داشتم بمُرد. گفت: ای نادان! چرا دوستی گیری که بمیرد.(1)

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادیدنی است آن بینی

گر به اقلیم عشق روی آری

همه آفاق گلسِتان بینی

دل هر ذرّه ای که بشکافی

آفتابیش در میان بینی


1- تذکره الاولیا، ص 607.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه