شهد بندگی صفحه 222

صفحه 222

حج آمدی، من با تو بودم. پس شروع به بیان احوال من فرمود که من بی هوش با صورت به زمین افتادم. چون احساس کردم دستی به من خورد، از جای برخاستم. به من فرمود: در مدینه در خانه جعفر بن محمد علیه السلام اقامت کن و در فکر آب و غذا و لباس مباش. پس دفتری به من عطا فرمود که در آن، دعای فرج و ذکر صلواتی بر آن حضرت نوشته شده بود و فرمود: این دعا را بخوان و این گونه بر من صلوات فرست و این دفتر را جز به کسانی که سزاوار هستند از دوستانم، نشان مده که خدای تعالی تو را موفق خواهد فرمود. عرض کردم: مولای من! پس از این دیگر شما را نخواهم دید؟ فرمود: هر وقت خدای خواهد، خواهی دید.(1)

سحرم دولت بیدار به بالین آمد

گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد

قدحی سرکش و سرخوش به خرابات خرام

تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد

گریه، آبی به رخ سوختگان باز آورد

ناله، فریاد رس عاشق مسکین آمد

حافظ

زیرنویس*

1. اَشَدُّ النّاسِ عَمیً مَنْ عَمِیَ عَنْ حُبِّنا وَ فَضْلِنا؛ کورترین مردم کسی است که دوستی و برتری ما را مشاهده نکند.

2. مَنْ اَطاعَ اِمامَهُ فَقَدْ اَطاعَ رَبَّهُ؛ هر کس که فرمان بردار امامش باشد، خداوند را اطاعت کرده


1- همان، ص 250.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه