شهد بندگی صفحه 225

صفحه 225

مه به کنار می رود، شه به کنار می رسد

مولوی

در خبر است که چون امام حسن مجتبی علیه السلام پای بر پهنه عالم خاکی نهاد، خانه فاطمه علیهاالسلام در انتظار گام های نازنین سرور کاینات و فخر موجودات لحظه شماری می کرد. گویی تا آمدن آن وجود مبارک، حیرانی عظمت و جلال تولد آن مولود مبارک، به آرامش و سکون نمی رسید. باری، اسماء، خادمه بزرگوار خانه وحی گوید: چون نبی مکرم اسلام و سرور انبیای الهی به مبارکی تولّد نور، گام در منزل زهرا علیهاالسلام نهاد، فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور من آن مولود پر نور و بهجت را چون گلی نو شکفته در میان پارچه ای زرد رنگ نهاده، نزد آن حضرت بردم. چون نگاه نافذ پیامبر بدان غنچه تازه رسیده فتاد، پارچه را به دور افکند و فرمود: نگفتم که نوزاد را در پارچه زرد نپیچید، آن گاه پارچه ای سفید به او پیچانیده، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه تلاوت فرمود.(1) پس از گذشت هفت روز، امام را در پارچه ای از حریر بهشتی که جبرئیل امین از بهشت به خدمت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله هدیه آورده بود، پیچیدند و حسنش نامیدند.(2)

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

به بوی دل بیمار عاشقان چو صبا


1- سفینه البحار، ج 1، ص 602.
2- شیخ مفید، ارشاد، آل البیت، 1413، ج 1، ص 602.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه