شهد بندگی صفحه 236

صفحه 236

حضرت سوار شدند. چون آن حضرت سر از سجده برداشت، ایشان را به آرامی گرفت و وقتی دوباره به سجده رفت، باز بر پشت آن حضرت سوار شدند. وقتی از نماز فارغ شد، یکی را بر زانوی راست و دیگری را بر زانوی چپ خویش نشانید و فرمود: «من احبّنی فلیحُبَّ هذین؛ هرکس مرا دوست می دارد، باید این دو نور دیده را هم دوست بدارد».(1)

در خبری دیگر آورده اند که: امام حسن و امام حسین علیهماالسلام بر پشت پیامبر سوار می شدند و کودکانه طلب حرکت و بازی می کردند و آن حضرت نیز می فرمود: «چه خوب مرکبی است مرکب شما».(2) در آخرین فرصت های محبّت آمیز میان ایشان، چون لحظات وفات آن حضرت رسید، دو میوه دل ایشان، گریه کنان خود را بر سینه آن حضرت انداختند. امام علی علیه السلام خواست تا آنها را از پیامبر جدا کند، ولی نبی مکرم اسلام فرمود: «ای علی! بگذار تا من ایشان را ببویم و آنان نیز مرا ببویند. من از دیدار آنها بهره جویم و ایشان نیز از دیدار من بهره گیرند که این دو را پس از من ستم بسیار شود». آن گاه سه بار فرمود: «خداوند لعنت کند آنانی را که به این دو فرزندم ستم کنند».(3)

چون که گل رفت و گلستان درگذشت

نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت

چون که گل رفت و گلستان شد خراب

بوی گل را از که جوییم؛ از گلاب


1- همان.
2- همان.
3- همان، ص 653.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه