شهد بندگی صفحه 55

صفحه 55

هم از این روست که بزرگان اهل معرفت و سالکان طریق عبودیت، جدّ و جهد بلیغ کرده اند تا ریشه این صفت رذیله در وجودشان بخشکد و صحرای دل از خار و خاشاک ریا زدوده شود، تا جوانه های طاعت و عبودیت در بهار معرفت سر از خاک پاک دل برآورد و فضای جان آدمی به عطر عبادت خالصانه معطر شود. نقل است که شخصی به ریا عادت کرده بود و در راه رهایی از آن بسیار می کوشید. شبی حیله ای اندیشید و با خویش گفت: در فلان گوشه شهر، مسجدی است خلوت و دور از چشم اغیار. به آنجا روم و تا به صبح به عبادت سر کنم. باشد که شبی عبادتی بی ریا کرده باشم. شب تاریکی به سوی مسجد رفت و مشغول عبادت شد. پاسی از شب گذشت، ناگاه در بین نماز متوجه شد در مسجد گشوده و شخصی وارد شد. بسیار خوشحال شد و با خود اندیشید که در این مسجد دور افتاده و در این دل تاریک شب، کسی مرا می بیند که چگونه به عبادت ایستاده ام و حال خوشی دارم، تا صبح با نشاط و شادمانی به عبادت پرداخت. چون هوا روشن گردید و عزم بازگشت کرد، دید سگ سیاهی به واسطه شدت باران به مسجد پناه آورده است. بسیار اندوهگین شد که اگر تا شب پیشین، مردمان را شریک عبادت های خویش ساخته، دیشب سگ سیاهی را در عبادت خویش شریک کرده است.(1)

عبادت به اخلاص نیت نکوست

و گرنه چه آید ز مغز، پوست


1- محمدمهدی اشتهاردی، پندهای جاویدان، ج 1، ص 36.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه