- مقدمه 1
- معنی بستن و بازشدن شیطان 6
- انتظار ما از روزه 10
- روزه دار شبیه خدا می شود 11
- برکات روزه 13
- روزه، گرسنگی یا بندگی؟ 15
- تقویت تقوی 16
- گرسنگی؛ پذیراییِ مقدّس خدا! 19
- روزه؛ خزینه حکمت 21
- روزه؛ دریچه عبادت 24
- آزادی از وَهم 25
- روزه؛ عامل نجات از وَهم 28
- حداقلِ غذا، حداکثرِ قدرت 32
- جایگاه دعای سحر 40
قلب زنده شد، ادراک حقایق عالیه برایش میسّر می شود، ادراک بیشتر آن حقایق، بستگی به شدت حیات قلب دارد.
«وَ طَهَارَهُ الجَوارِحِ» روزه؛ موجب طهارت اعضاء و جوارح می شود، اعضای بدن شما از کارهای زشت باز می ماند. قلب روزه دار آنچنان اعضایش را در کنترل دارد که آن اعضاء به اعمال ناپاک نمی افتند، دل انسان بر اعضایش حاکم می شود، نه هوس انسان. دیگر چشم، آن چشمی نیست که با قصد گناه، نظر کند و یا به چیزی که توجهِ به آن گناه است، نظر بیفکند.
«وَ عِمارهُ الظّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ» روزه؛ هم ظاهر را از سنگینی و بد قواره بودن در می آورد، و هم باطن را از میل های ظلمانی آزاد و نورانی می کند، هم باطن متعادل می شود و هم ظاهر تابع باطن می گردد.
«وَ زِیادَهُ التَّضَرُّعِ» روزه؛ زاری و تضرّع در پیشگاه پروردگار را می افزاید، قلب آدم از قساوت در می آید و میل به نیایشِ با حق در آن پیدا می شود. چون اصل جان ما ملکوتی است و از نیستان عالَم غیب بریده شده است، «ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ سافِلین»(1) و بنا به مصلحتی
1- سوره تین، آیه 5.