- مقدمه 1
- معنی بستن و بازشدن شیطان 6
- انتظار ما از روزه 10
- روزه دار شبیه خدا می شود 11
- برکات روزه 13
- روزه، گرسنگی یا بندگی؟ 15
- تقویت تقوی 16
- گرسنگی؛ پذیراییِ مقدّس خدا! 19
- روزه؛ خزینه حکمت 21
- روزه؛ دریچه عبادت 24
- آزادی از وَهم 25
- روزه؛ عامل نجات از وَهم 28
- حداقلِ غذا، حداکثرِ قدرت 32
- جایگاه دعای سحر 40
می بینید. شما همه جایی هستید، اما فعلاً نظرتان کجاست؟ به ماده بدن. حالا اگر بخواهید خودتان را در عالم غیب حس کنید باید نظرتان را از ماده کم کنید، شما جنستان از جنس غیب است و لذا خودتان را در عالَم غیب حسّ می کنید. مولوی همین را در اول مثنوی می گوید که:
بشنو
از نی، چون حکایت می کند
از
جدایی ها شکایت می کند
یعنی همه حرف انسان ها وقتی در عمق آن بروی، ناله ای است از این که از آن مقام مجرد غیبی جدا شده اند. حالا روزه کمک می کند که لااقل به آن عالَم سری بزنیم.
می فرماید: «روزه؛ صفای دل و افروختگی خاطر و تیزی بصیرت می آورد» بصیرت آدم تیز می شود، چون حجاب ارتباط با حقایق غیبی اش ضعیف می شود. آیا آدم های پرخور را دیده اید که هم عمرشان کوتاه و هم اندیشه شان ضعیف است؟ این یک قاعده است، یک مسئله علمی است، آدم های پرخور هم خیلی زود می میرند، هم آن فرصت رسیدن به تعالی را از دست می دهند و هم کم عقلند. نکته خوبی از بزرگان داریم، می گویند: « سیری، کُندی ذهن و کوری دل می آورد و گرسنگی، نفسانیت و هوس را خوار می کند و دل را با عالَم سماوی ربط می دهد.»