- مقدمه 1
- معنی بستن و بازشدن شیطان 6
- انتظار ما از روزه 10
- روزه دار شبیه خدا می شود 11
- برکات روزه 13
- روزه، گرسنگی یا بندگی؟ 15
- تقویت تقوی 16
- گرسنگی؛ پذیراییِ مقدّس خدا! 19
- روزه؛ خزینه حکمت 21
- روزه؛ دریچه عبادت 24
- آزادی از وَهم 25
- روزه؛ عامل نجات از وَهم 28
- حداقلِ غذا، حداکثرِ قدرت 32
- جایگاه دعای سحر 40
تکیه می دهم، دید باز هم دلش می خواهد حرف بزند گفت: «اَهُشُّ بِهَا عَلَی غَنَمِی» با آن برگ ها را برای گوسفندانم می ریزم، همچنان دلش می خواست چیزی بگوید دید دیگر چیزی ندارد ولی تمایل حرف زدن دارد گفت: «وَلِیَ فیها مَآرِبُ اُخْری» و با آن کارهای دیگر هم می کنم، چون از همین مصاحبت با حق لذت می برد. در دعای سحر شما از خدا چه می خواهید؟ در این دعا، اصلاً چیزی جز ذکر اسماءِ او نمی گویید، مصاحبت او را می خواهید.
خلاف
طریقت بود اولیاء
تمنّا
کنند از خدا جز خدا
می گویی: «اَلّلهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِاَبْهاهُ» خدایا من از تو می خواهم به حق آن گران قیمت ترین وجود و بهائت «بِاَبْهَاه» وآن هم از خوب خوبهایش و «وَ کُلُّ بَهائِکَ بَهی» و اصلاً همه خوبی ها و الطاف قیمتی تو، قیمتی ترین است.
«اللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِن جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ وَ کُلُّ جَمَالِکَ جَمیلٌ». یعنی؛ خدایا از تو می خواهم و از جمالت هم می خواهم، آن هم از شدیدترین وجه جمالت، در حالی که همه جمالت، شدیدترین است و تو وَجه جمال ضعیف نداری.