سیره پیامبرانه شهدا صفحه 102

صفحه 102

چه این کار را می کنی؟ راضی به زحمت تو نیستم در جوابم می گفت: من به مادرت قول دادم که این کارها را برای تو انجام بدهم. شهید همیشه این عشق و محبت را در زندگی مان داشت و رنگ خدایی به زندگی می داد».(1)

سردار شهید سیدمحسن صفوی

شهید _سیدمحسن صفوی_ در سال 1333 در یکی از روستاهای اطراف اصفهان متولد شد. تحصیلات خود را در رشته مهندسی راه و ساختمان با موفقیت به پایان رساند. یکی از نیروهای فعال در جریان انقلاب، بود. پس از پیروزی انقلاب، جزو بنیان گذاران سپاه پاسداران بود و در سال های مختلف تحت  مسئولیت های گوناگون، خدمات زیادی در شهرهای کشور انجام داد. با گسترش جنگ، مأمور تأسیس قرارگاه _صراط المستقیم_ شد. سرانجام این شهید والامقام در حالی که پرونده درخشانی از خدمتِ خالصانه و تلاش در جبهه های نبرد را به یادگار گذاشته و با سربلندی، عملیات کربلای 5 را سپری کرده بود، در سال 1365 در سانحه ای هوایی، شربت شهادت را نوشید و دعوت حق را لبیک گفت.(2)

«با اینکه خیلی کم خانه بود، اما دورادور هوای من و بچه ها را داشت. تلفن که می زد، همه چیز را سؤال می کرد تا خیالش از بابت ما راحت شود. من هم با وجود همه گرفتاری ها و سختی هایی که بود، همیشه سعی می کردم جوابی بدهم که او ناراحت نشود. یک روز خواهر آقا محسن آمدند منزل، سری به ما بزنند. آن روز هم من و هم بچه ها مریض بودیم. صبح روز بعد، آقا محسن تلفن زدند منزل و احوال پرسی کردند.


1- [1] . افلاکیان زمین 7، ص 7.
2- [2] . مریم زینلی، راز گل سرخ، اصفهان، پویان مهر، 1383، چ 1، ص 46.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه