سیره پیامبرانه شهدا صفحه 76

صفحه 76

همسری به من داده، از او تشکر کنم. دیگر حرفی نزدم. رفتم و با دو تا جانماز برگشتم».(1)

سردار شهید حاج محمدابراهیم همت

هر وقت حاجی از منطقه به منزل می آمد، بعد از اینکه با من احوال پرسی می کرد، با همان لباس خاکی بسیجی به نماز می ایستاد. یک روز به قصد شوخی گفتم: تو مگر چه قدر پیش ما هستی که به محض آمدن، نماز می خوانی؟ نگاهی کرد و گفت: هر وقت تو را می بینم، احساس می کنم باید دو رکعت نماز شکر بخوانم».(2)

سردار شهید حاج علی اکبر رحمانیان

چه زیبا شکر نعمت همسر را در نبودنت به جا آوردی و با کلمات معنادارت، جلوه ای دیگر به زندگی دادی. آری می شود با چند خطی شکرگزار بود. شهید_ علی اکبر_ که مدت ها بود فرصت سر زدن به همسر را پیدا نکرده بود، در نامه ای به همسرش چنین نوشت:

خدمت همسر مهربان و خوب خودم... . پس از عرض سلام... قصد  کردم نامه ای بنویسم و آن چیزی که همیشه در دلم بوده و نمی توانستم بیان کنم، بر روی کاغذ بیاورم. من همیشه در زندگی ام از خداوند متعال می خواستم که زنی به عنوان شریک زندگی برایم مقدر کند که همدم، هم راز و شریک غم و خوشحالی ام باشد. این آرزوی من بود که همسرم پاک دامن، نجیب و فهمیده باشد و... در آسمان دنبال چنین فرشته ای می گشتم که خداوند بر روی زمین به من عنایت فرمود. و این شکر الهی می خواهد که به جا آورده شود. خداوند، شما را به عنوان همسری مهربان و دارای خصوصیت های زن مسلمان واقعی برای من و مادری مهربان برای تربیت فرزندانم نگه دارد... .(3)


1- [1] . چهل روز دیگر، ص 14.
2- [2] . رضا رئیسی، ستاره های بی نشان، قم، مؤسسه فرهنگی سماء، 1382، چ 1، ص 43.
3- [3] . عبدالحمید رحمانیان، تماشای باران، تهران، امید آزادگان، 1382، چ 1، ص 249.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه