3. توانایی علمی مجتهد؛ از نظر علوم مقدماتی و پیش نیاز؛ چرا که از این نظر نیز توانایی علمی مجتهدان اثر آشکاری در کیفیت تکوین این قواعد و نظریات کلی به تبع شرایط آن دارد.
4. غفلت مجتهد؛ یعنی غلفت از امور دخیل در تکوین این قواعد که در جریان بررسی و تحقیق این قواعد و به کارگیری آنها واقع می شود و نیز عدم فراگیری و احاطه بر عوامل و اموری که در تکوین این قواعد دخالت دارد؛ زیرا این دو جهت (غفلت و احاطه نداشتن) چهرۀ واقعی این قواعد را از نظر حوزۀ شمول و سعه و ضیق، تغییر می دهد.
5. اختلاف شرایط و محیط؛ اختلاف در شرایط و محیطی که مجتهد، مدتی از عمرش را در آن شرایط گذرانده، گاه در رفتار عملی مجتهد در برابر تکوین این قواعد و تحدید آنها در چارچوب شریعت اسلامی تأثیرگذار است.
6. خطای مجتهد در فهم و نظر؛ این امر نیز چهرۀ تکوین قواعد و نظریات کلان را از واقعیت عینی خود از نظر کمّی و کیفی، تغییر می دهد.
اما مرحلۀ دوم؛ یعنی بروز اختلاف بین مجتهدان در مرحلۀ تطبیق: این اختلاف با این فرض پدید می آید که مجتهدان در مرحلۀ نخست، وحدت نظر دارند؛ مثلا مجتهدان تماماً بر حجیت هر نصّی که آن را فردی ثقه و امین روایت کند، به عنوان یک قاعدۀ کلان، اتفاق نظر دارند، ولی گاه در مقام تطبیق و اجرای این قاعده، اشتباه رخ می دهد و به نظر برخی مجتهدان، وثاقت و امانت یک روای در نقل روایت احراز می گردد و بنابر حجیت آن روایت گذارده و مطابق آن عمل می کند، در حالی که در واقع، این شخص، ثقه و امین نیست. بدین ترتیب، موقف او در برابر اجتهاد و استنباط، نسبت به موقف کسی که نظرش مطابق واقع است و یقین به عدم وثاقت راوی پیدا کرده است، تغییر و تفاوت پیدا می کند.
گاهی نیز مثلاً برای این مجتهد، دلالت امری که در فلان مسئله وارد شده است، بر وجوب احراز می گردد، اما غافل از وجود قرینه ای که دلالت بر استحباب امر دارد