حدود و قصاص و دیات صفحه 146

صفحه 146

و بعضی گفته اند: قرعه می اندازند، اگر اسم پسر در آید دیه پسر می دهد، و اگر باسم دختر درآید دیه دختر.

پنجم: اگر کسی زن آزادی داشته باشد و بدون رخصت او در وقت جماع منی را عزل کند

و در بیرون فرج بریزد، بعضی گفته اند: واجب است که ده اشرفی دیه نطفه را بزن بدهد، و اکثر حمل بر استحباب کرده اند.

ششم: اگر کسی جنایتی بکند و طفل زنده بیفتد و بعد از آن کسی او را بکشد

گفته اند: اگر حیات مستقرّه داشته که مدتی تعیّش تواند کرد قاتل دوّم است، و بر اوّل دیه نیست، امّا حاکم شرع او را تعزیر می کند، و اگر حیات مستقرّه نداشته و در کار مردن بوده دیه بر اوّل است، و دوّم را تعزیر می کنند، و اگر حالش معلوم نباشد بعد از افتادن که زنده بوده یا مرده، و او سرش را بریده باشد قصاص ساقط می شود، و دیه بریدن سر میّت را می دهد، چنانچه مذکور خواهد شد إن شاء اللَّه.

هفتم: دیه جراحتها که بر جنین واقع شود، نسبت بکلّ دیه او حساب می کنند

، پس اگر چیزی بر شکم زن زند و دستی از طفل ساقط شود، اگر زن بمیرد دیه زن و دیه جنین هر دو را می دهد، و اگر نمیرد دیه دست جنین که پنجاه دینار است می دهد، و اگر اوّل دست بیفتد و بعد از آن جنین بیفتد دیه جنین را می دهد، و دیه دست ساقط می شود، و اگر زنده بیفتد و بمیرد دیه انسان کامل می دهد، و دیه دست ساقط می شود، و اگر زنده بماند دیه دست را می دهد.

هشتم: کسی که سر میّت مسلمان آزادی را قطع کند حکم جنین دارد

و دیه او صد دینار است، و این دیه مال وارث نیست، بلکه صرف می کنند در حج و وجوه برّ و خیرات و صدقات برای میّت، و خلاف است که اگر قرض داشته باشد واجب است که قرضش را بدهند از دیه یا نه؟.

و اکثر گفته اند: که می توان داد، و بعضی گفته اند: داخل بیت المال مسلمانان می کنند، و ابن بابویه علیه الرحمه قائل شده است (1) که اگر در حال حیاه او اراده کشتن او داشته و بعد از فوت سر او را بریده، یا کاری کرده که اگر زنده می بود به آن جنایت می مرد دیه کامل انسان می دهد، و اگر این اراده نداشته صد دینار می دهد، گفته اند: که جراحتها که بر او واقع شود نسبت به صد دینار

1- من لا یحضره الفقیه 4: 117.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه