حدود و قصاص و دیات صفحه 63

صفحه 63

هفتم: آن که کسی را در آتشی یا آبی بیندازد که او قادر بر بیرون آمدن نباشد و هلاک شود، حکم عمد دارد، و اگر تواند بیرون آمدن و تقصیر کند، یا تعمد کند و بیرون نیاید تا هلاک شود در این صورت او را بعوض نمی کشند، و خلاف است که آیا دیه می دهد، اکثر گفته اند: دیه نفس نیست بلکه دیه جراحت یا آفتی که به او رسیده تا وقتی که قادر بر بیرون آمدن بوده به وارث می دهد.

و بعضی گفته اند: دیه نفس می دهد، و اگر معلوم نباشد که می توانسته است بیرون آمدن، و نیامده، یا نمی توانسته، قصاص لازم می شود علی المشهور.

هشتم: کسی که جراحتی بر کسی بزند و مجروح مداوا نکند تا بمیرد و جراحتش قابل مداوا باشد، مشهور میان علماء آن است که او را بعوض می توان کشت، و چنین است حکم هر جراحتی که بر کسی بزند و او را بکشد، مثل آن که دست کسی یا انگشت کسی را ببرد و او به آن جراحت بمیرد، قصاص لازم می شود، خواه آن جراحت کشنده باشد، و خواه نباشد، و خواه قصد کشتن داشته باشد و خواه نه، و بعضی در صورتی که قصد کشتن نداشته باشد و جراحت کشنده نباشد اشکال کرده اند.

نهم: آن که فصّادی کسی را فصد کند و خون نبندد موضع فصد را تا هلاک شود، مشهور آن است که نه قصاص بر فصّاد لازم می شود و نه دیه، و بعضی احتمال لزوم قصاص داده اند.

دهم: آن که کسی خود را از بامی یا موضع مرتفعی به زیر افکند و بر شخصی بیفتد و آن شخص که در زیر است بمیرد، مشهور آن است که اگر آن افتادن کشنده باشد، یا قصد کشتن داشته باشد هر چند آن فعل کشنده نباشد قصاص لازم می شود، و اگر قصد قتل نداشته باشد و آن فعل غالبا کشنده نباشد شبه عمد است، و دیه بر او لازم می شود، و اگر قصد آن شخص در اصل نداشته باشد، و نداند که او در آن موضع هست، حکم خطاء دارد، و دیه بر عاقله است، و بر هر تقدیر آن شخص که خود را انداخته اگر بمیرد خونش هدر است، و اگر دیگری او را بیندازد، هر دو را ضامن است، به تفصیلی که مذکور شد.

یازدهم: اگر اقرار کند که من به جادو او را کشتم، زیرا که به گواه چنین امری که مبتنی بر قصد او است ثابت نمی تواند شد، خلاف است که به اقرار او آیا او را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه