حدود و قصاص و دیات صفحه 96

صفحه 96

مردی را کشته بود، عمر او را بدست برادر مقتول داد که او را بکشد، پس او زد او را تا گمان کرد که او مرده است، پس او را یاران او به خانه بردند و در او رمقی یافتند، و معالجه کردند تا به اصلاح آمد، چون از خانه بیرون آمد باز برادر مقتول او را گرفت، و گفت: تو قاتل برادر منی، و من تو را می کشم، او گفت: مرا یک بار کشتی، چون او را به نزد عمر برد، عمر حکم کرد که او را بکشد، چون بیرونش آوردند، می گفت: ای گروه مردم این مرد مرا یک بار کشته است، و چون او را بر حضرت امیر المؤمنین علیه السلام گذرانیدند و بر حال او مطّلع شد فرمود: که بر او تعجیل مکنید تا من بروم به نزد عمر و مسأله را تعلیم او کنم، چون به نزد عمر آمد فرمود: که حکم خدا چنان نیست که تو گفته ای، گفت: پس حکم چیست؟

فرمود: که این قاتل باید قصاص خود را بگیرد از برادر مقتول، برای آن چه نسبت به او کرده است، پس برادر مقتول او را بکشد، برادر چون این را شنید دست از او برداشت و او را بخشید، برای آن که ترسید که اگر آن چه نسبت به او کرده است به او بکند کشته شود.

و به مضمون این روایت اکثر قدمای علماء عمل کرده اند، و بعضی این روایت را حمل کرده اند بر آن که وارث او را بغیر طریق شرعی قصاص کرده باشد، چنانچه ظاهر روایت آن است، که آن قدر چوب بر او زده بود که به گمان خود او را کشته بود.

پس اگر شمشیر بر گردن او زده باشد و کاری نیفتاده باشد این حکم ندارد و او را می تواند کشت.

پنجم: در روایت معتبر از حضرت صادق علیه السلام منقول است (1) که اگر شخصی مردی را بکشد و مقتول دستش بریده باشد، اگر دستش را در جنایتی بریده اند که بر خود کرده است، یا دستش را کسی بریده و دیه دست خود را گرفته و اولیای مقتول خواهند او را قصاص کنند، باید که دیه دست بریده را به ورثه قاتل بدهند و او را قصاص کنند، و اگر خواهند دیه بگیرند باید دست را اسقاط کنند و باقی را بگیرند، و اگر دستش در جنایتی بریده نشده و دیه دست خود را نگرفته، قاتل را در عوض می کشند و دیه دست را نمی دهد، و اگر دیه گیرند دیه

1- فروع کافی 7: 316 ح 1.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه