زنان صفحه 128

صفحه 128

ثالثا: یک نکته اساسی که در مجموع سوالات و اشکالات استنباط می شود اینست که یکی از اصول اسلام در رابطهبا

نظام خانوادگی با لوازمی که دارد نادیده گرفته شده و آن مساله ریاست مرد بر خانواده می باشد. اگر این نکته رابپذیرید که خانواده مانند هر جامعه دیگری باید دارای رئیس باشد و آنارشیسم در آن زیانبار است وبه دلایلی اینریاست را اسلام به مرد داده طبیعی است که اختیارات بیشتری خواهد داشت چنانکه وظایف سنگین تری . مسالهلزوم تامین و قدرت کنترل از لوازم ریاستند. البته ریاست به این معنی نیست که هر کار دلش خواست بکند. لذا در اینرابطه برای مرد نیز محدودیتهای ویژه ای وجود دارد. عوامل محدود کننده عبارتند از: قواعد حاکمه اسلامی شروطضمن العقد توافقهای طرفینی قوانین حکومت اسلامی بر حسب شرایط زمانی و ...

رابعا: در رابطه با اینکه ضمانت اخلاقی در اسلام وجود ندارد خواهشمندیم بفرمایید ضمانت اخلاقی حتی اگر بانگرشی برون دینی نگریسته شود چه می تواند باشد؟ آیا الزامات قانونی؟ در اینصورت دیگر اخلاق نیست بلکهحکمی حقوقی است. و اگر غیر از آن است چیست؟ در واقع سخن شما به این معنا خواهد بود که اصولا اخلاقی درجهان وجود ندارد زیرا همه ارزشها یا الزامی و تکلیفی اند و یا غیر الزامی. قسم اول حقوقی است و قسم دوماخلاقی.

4/1 این سخن که: «اسلام چیزهایی را به عنوان حق زن دانسته و چیزهایی را حق او ندانسته و از او محروم کرده کههیچکدام با ماهیت زن سازگار نیست. ...» ناشی از عدم توجه بایسته به مسایلی است که در باب ماهیت ازدواجآوردیم. چه گفتیم عقد زوجیت به خودی خود با صرفنظر از رسوم عادات سنن و ...ایجاب نمی کند که زن در خانه کارکند. به عبارت دیگر نمی توان به صرف

پیمان ازدواج به زن تکلیف نمود که باید در خانه کار کنی. اکنون می پرسیمکجای این قانون منافی با ماهیت زن است؟ خواهید گفت زن با کمال رغبت و اشتیاق به خانه داری می پردازد و اینشیوه رایج در طول تاریخ بوده است.گوئیم بله. لیکن در بحث حقوقی سخن از الزام و تکلیف است و هیچ کسنمیتواند رفع چنین تکلیفی را از دوش زن خلاف ماهیت وی قلمداد کند. زیرا معنای این حرف آن است که یا زن ذاتامکلف به انجام این امور آفریده شده و یا پیمان زناشویی خود بخود مشتمل بر چنین الزامی است. در حالی که اینبدترین نوع تحقیر به زن می باشد واگر اسلام چنین حکمی می کرد خدا می داند که مخالفان چه تبلیغاتی بر علیه آن راهمی انداختند پس اگر زن ماهیتا مکلف به این امور آفریده نشده و ماهیت حقوقی ازدواج نیز چنین الزامی را شاملنیست آیامرد می تواند او را مجبور به چنین اعمالی بکند یا نه؟ این جا دقت اسلام در حمایت از زن به خوبی مشهوداست زیرا اسلام در برابر تمام شیوه های ظالمانه در برابر زن به این سوال پاسخ منفی داده و زن را در گزینش هر یک ازشیوه های زیر آزاد گذاشته است:


(1) پاسخ منفی قاطع یعنی در هیچ شرایطی زیر بار آن نرود. این شیوه را اسلام از نظر حقوقی پذیرفته ولی از نظراخلاقی تشویق نکرده بلکه آن را مرجوح شمرده است.
(2) پاسخ مثبت با درخواست حقوق متقابل. این امر قراردادی است و در این رابطه زن می تواند متناسب باخواستها و نیازهایی که برای خود در نظر میگیرد اموری را طلب

کند از جمله آنچه که طبق گفته شما اسلام زن را از آنمحروم داشته است مانند حق خروج از منزل تحصیل و... بنابراین همه این حقوق در قرارداد بین زوجین به هر سان کهبا یکدیگر توافق کنند قابل استیفا است.


(3) پاسخ مثبت بدون درخواست حقوق متقابل. اگر کمی دقت کنید می بینید لازمه سخن شما اینست که وقتیاحکام اسلام متناسب با ماهیت زن خواهد بود که تنها همین راه را پیش پای وی بگذارد زیرا زنان معمولا اینگونه عملمی کنند!! در صورتی که عمل زنان به معنای الزامی و انحصاری بودن این راه یا ذاتی و ماهوی بودن آن نیست. و اینکهزنان تاکنون شیوه دیگری بر نگزیده اند ناشی از یکی از عوامل زیر است:

ناآگاهی نسبت به حقوق مشروع خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه