زنان صفحه 132

صفحه 132

روابط زن و مرد و برقراری نوعی «دور باش!» درحد معقول و منطقی، ریشه بسیاری از ناهنجاری ها و مفاسد را می خشکاند. به عبارت دیگر این سخن حضرتعلی(ع) تکیه بر اصل تقدم پیشگیری بر درمان است. از طرف دیگر ایشان قراین کلامی مطلب فوق، نشانگر آناست که مقصود از این سخن عدم ارتباط زن با افراد نامطمئن است که چه بسا خیالات نادرستی در برخورد با زناندر سر می پرورانند. به عبارت دیگر سفارش حضرت آن است که این گوهر گرانبها را در صدف بپوشان و ازآسیب رسانی مردان هوسباز و کامجو مصون بدار.

برای آگاهی بیشتر ر. ک: به سوی مدینه فاضله، آیت اللّه کریمی جهرمی.

شایان ذکر است که این توصیه برخلاف پندار عوامانه مانع حضور فعال و نقش اجتماعی زن نیست، بلکه بر عکسمستلزم فعالیتهای علمی و عملی بسیار وسیع و گسترده زنان در همه امور است به عبارت دیگر این سخن متضمنایجاد بستر سالم و مناسبی برای ایفای رسالت اجتماعی زنان است. زیرا لازمه اینکه زن مسلمان نخواهد در معرضرویارویی با نامحرمان قرار گیرد این است که در اکثر نیازهای اجتماعی به خودکفایی برسد. در مثل برای تأمیننیازهای پزشکی باید به قدر کافی پزشک متخصص زن تربیت کرد و برای تربیت آنان باید دانشگاه مخصوص واستاد زن داشت، هم چنین است در دیگر امور. این مسأله موجب می شود زنان در اکثر امور پا به پای مردها رشد وبالندگی یابند و سیمای زن عفیف، دانشمند، فعال و پویای مسلمان را در عرصه های مختلف به نمایش گذارند، وبه جهانیان بفهمانند که دین و دین داری مانع رشد و موجب خانه نشینی نیست؛ بلکه حضور زن در جامعه را شکل ومحتوایی سالم می بخشد؛

نه مانند جامعه غربی که دستاویزی برای کامجویی مردهای شهوت پرست و ابزاری برایتجارت سوداگران و تبلیغ کالاهای سرمایه داران می شود.

در حکمت 58 نهج البلاغه آمده است: المرأه عقرب حلوه اللسعه ؛ زن عقربی شیرین نیش است{M. شبیهاینگونه تعابیر در نصوص دینی نسبت به امور دیگر مانند «دنیا» نیز وجود دارد. اینگونه بیان نوعی صنعت ادبی بهنام «مجاز در اسناد» است، یعنی حکم چیزی را به چیز دیگر اسناد دادن. مثلاً در علائم راهنمایی و رانندگی گاه بهعلامت «پیچ خطرناک» برخورد می کنیم، در حالی که پیچ به خودی خود هیچگونه خطری ندارد؛ آنچه خطرناکاست عبور از آن با سرعت غیر مجاز است. روایات فوق نیز در واقع هشدار به مردها نسبت به خطر زنبارگی ودنیاپرستی است. یعنی زنبارگی، دنیا پرستی و فرو غلطیدن در گرداب شهوت، ظاهری نوشین و باطنی نیش آلوددارد. پس خطر اصلی از کف نهادن کنترل نفس در رویارویی با زنان و مطامع دنیاوی است.

درباره حکمت 230 ؛ دیدگاه ما این است که این روایت جعلی و فاقد اعتبار است، زیرا مفاد ظاهری آن با اصولاسلامی و چشم انداز قرآن نسبت به زن منافات داشته و با آموزه های مسیحی سازگار است. بنابراین می توان گفتکه این روایت از جمله اسرائیلیات است و اگر از نظر سند هم مخدوش نباشد، از نظر متنی و محتوایی ناموثق و ازاموری است که بر اساس روایت امام صادق(ع) باید به دیوار زده شود.

خطبه 152 نیز مانند خطبه 79 کلیت ندارد و اختصاص به زنهایی دارد که دارای ویژگیهای نامطلوب هستند و از غیرآنان انصراف دارد.

در انتهای بررسی سخنان نهج البلاغه توجه به چند نکته ضروری است:

1- چنانکه در قسمت دوم

بیان شد، برخی از توصیفات موجود در کلام امیرالمؤمنان(ع) مقید و مربوط به گروه خاصی است و کلیت ندارد؛چه نسبت به زمان خود امیرمؤمنان(ع) و چه نسبت به دیگر زمانها. عدم شمول و کلیت آن به معنای این نیست که حضرت از دست یک زنعصبانی بوده و همه زنان را تحقیر نموده اند. بلکه اساسا نوعی تیپ شناسی (Typology) در بین جامعه زنان است که مشابه آن در مردها نیزوجود دارد، یعنی در هر زمان و هر جامعه ای ممکن است چنان زنانی وجود داشته باشند، ازاین رو سخن آن حضرت مربوط به زمانی معیننیست، بلکه مربوط به همه زمانها است ولی در هر زمان گروه خاصی از زنها را شامل و از دیگر زنها منصرف است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه