زنان صفحه 1372

صفحه 1372

غالبا" در جریان انفاق و تأمین هزینه به خانواده اش که به طور تقریبی نیمی از آن را زنان تشکیل می دهند باز می گردد. رابعا": این که غالبا" و نوعا" مرد بیش از زن می تواند از سرمایه خویش در گردش اقتصادی جامعه استفاده کند و به این وسیله از رکود اقتصادی جامعه پیش گیری می شود. خامسا": دو برابر بودن سهم مرد از ارث یک قاعده عمومی نیست زیرا نه تنها در برخی از موارد زنان برابر مردان ارث می برند - مثلا پدر و مادر میت , در صورتی که میت فرزند داشته باشد 16 ارث می برند - بلکه گاهی با تفاوت زیاد بیش از مردان از ارث بهره مند می شوند - مثلا اگر ورثه میت فقط پدر و یک دختر باشد در این جا مرد (پدر) 16 و زن (دختر) 56 ارث می برد.

در مورد نقص ارزش شهادت و گواهی زنان نسبت به مردان خوب است توجه داشته باشید که در آیین دادرسی اسلام، شهادت زن همچون شهادت مرد، به عنوان یک اصل پذیرفته شده است، اگر چه در برخی موارد قدرت اثبات شهادت مرد و زن متفاوت است. گاه فقط گواهی زن پذیرفته است چه به طور مستقل و چه به طور مستقل و چه به طور مرکب و آمیخته. در این موارد است که معمولاً شهادت دو زن، برابر با شهادت یک مرد دانسته شده است «واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین، فرجل و امرأتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احداهما فتذکر احداهما الاخری» (بقره (2)، آیه 282.) و همین موجب برخی انتقادها و

اعتراض ها شده است، غافل از آنکه :

اولاً، اسلام در زمانی که اصولاً برای زن چندان ارزشی قائل نبودند، شأن انسانی قائل شده و شهادت و گواهی زن عادل را پذیرفته است. بنابراین اختلاف درجه تأثیر و قدرت اثبات شهادت مرد و زن، همچون اختلاف دیه وارث آنان، جنبه ارزشی نداشته، بلکه مبتنی بر واقعیات و حکمت هایی دیگر است که غفلت از آنها و تساوی گرایی افراطی در زمینه آنها، خود عواقبی وخیم را به دنبال خواهد داشت.

ثانیاً، اصولاً شهادت «حق» نیست تا آنجا که به طور خیلی استثنایی شهادت زن پذیرفته نیست و یا آنجا که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد محسوب شده است، او را محروم از حق تلقی کنیم؛ بلکه شهادت «تکلیف» است. بنابراین در مواردی که شهادت زن مسموع نیست، او «معاف» از تکلیف است و در نتیجه وظیفه اش نسبت به مرد سبک تر.

ثالثاً، عدم استماع و ارزش شهادت، در موارد بسیار محدود، اختصاص به زنان نداشته، بلکه متقابلاً در مواردی شهادت مردان مسموع نیست. به عنوان مثال، در اثبات زنا، شهادت مستقل زنان به تنهایی کافی نیست (اگر چه شهادت آنان به ضمیمه مردان پذیرفته است) و متقابلاً در مورد اثبات زنده متولد شدن طفل، شهادت مرد چیزی از ارث را برای طفل ثابت نمی کند، ولی با شهادت هر زن «یک چهارم» از ارث ثابت می شود و در این مورد فقط شهادت زنان مسموع است. شهادت بر بکارت ویا عیوب جنسی نیز موارد دیگری است که در آن تنها شهادت زنان پذیرفته است.

رابعاً، اما نسبت به مواردی هم که شهادت دو زن برابر

شهادت یک مرد اعتبار شده است باید دانست که اصولاً شهادت ابزاری است برای اثبات یک واقعه یا مدعا و از این جهت هیچ یک از کلام و یا متکلم به تنهایی کافی نیست؛ بلکه مجموعه ای از این دو می تواند برای اثبات مطلوب به کار گرفته شود، کلامی روشن از گوینده ای صادق و عادل. بنابراین نه کلامی مبهم از عادل و نه کلامی روشن از غیر عادل، هیچ کدام به کار نمی آید. حال با توجه به این نکته و نیز با توجه به اینکه اصولاً حکمت آفرینش چنان بوده است که بعد احساسی و عاطفی را در زن شدیدتر از مرد قرار داده و در نتیجه او را تأثیرپذیر ساخته است، لازم می آید که از جهت احتیاط در حفظ حقوق مردم، شهادت دو زن مساوی شهادت یک مرد قرار گیرد، زیرا از یک سو چه بسا زن در تحمل شهادت، یعنی احساس و ادراک موضوع شهادت، در نتیجه فشار عاطفی و احساسی دچار خطا در حسن و ادراک شده و واقعه را آن گونه که هست احساس و ادراک نکند و شاید اینکه خداوند فرموده: «ان تضل احداهما فتذکر احداهما الاخری» اشاره به همین نکته باشد که در صورت خطای یکی از آنها، دیگری او را متوجه سازد. و از سوی دیگر، در ادای شهادت نیز ممکن است تحت تأثیر فشار عاطفه مثبت و یا منفی و یا ارعاب خارجی قرار گرفته، آن گونه که باید شهادت ندهد و یا شهادت برخلاف دهد. درست است که در عالم فرض و اعتبار حقوقی، وجود ملکه عدالت در شاهد، احتمال خلاف گویی را نفی می کند،

اما اولاً این ملکه مانع خلاف در تحمل شهادت نمی شود و چه بسا ممکن است انسان عادل هم، واقعیت را آن طور که باید احساس و ادراک نکند و ثانیاً، نسبت به ادای شهادت هم ملکه عدالت آن موقع مانع خلاف گویی است که شاهد بخواهد طبق هوای نفس خویش عمل کند. در حالی که در عالم واقعیت ممکن است شاهدی نه به دلیل خوف بر دنیای خود، بلکه به دلیل خوف بر نفس خویش - که حفظ آن هم واجب است - از گفتن حقیقت سر باز زند.

اسلام به عنوان یک مکتب حقوقی رئالیست و واقع بین به این حقیقت توجه کرده و از آن جهت که این احتمال - احتمال خطای در تحمل شهادت و خطای در ادای شهادت - نسبت به زنان بیش از مردان است شهادت دو زن را برابر با شهادت یک مرد دانسته است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه