زنان صفحه 1408

صفحه 1408

برای دستیابی به گوشه ای از اسرار و حکمت های «شهادت» در آیین دادرسی اسلام، بهتر است به نکاتی چند توجه نمایید:

یکم. شهادت اصولاً حق نیست؛ بلکه تکلیفی است بر عهده شاهد و کسی که تحمل شهادت می کند، نمی تواند آن را کتمان نماید. خداوند متعال در قرآن می فرماید: «هر کس شهادت را کتمان کند گناهکار است»، (بقره (2)، آیه 283). بنابراینشهادت به عنوان حقی از حقوق نیست تا گفته شود، چرا در برخی موارد این حق از زن ها دریغ شده و یا تبعیض ایجاد شده است؛ بلکه به عنوان تکلیف، مقرر گشته است. پس معلوم می شود در مواردی که شهادت زن پذیرفته نیست، او معاف از تکلیف بوده و در نتیجه وظیفه اش نسبتبه مرد، سبک تر است، (خسروشاهی، قدرت الله و مصطفی دانش پژوه، فلسفه حقوق، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی؛ ج 3، 1378، قم).

دوم: از نظر اصول جرم شناسی و دادرسی کیفری، (مدنی، جلال الدین، آیین دادرسی مدنی، گنج دانش، چ سوم تهران، ج 2، ص 486) و روان شناختی، اظهار آگاهی از هر واقعه ای و بیان

شکل وخصوصیات هر رویداد مورد مشاهده - به حسب آن که شاهد آن زن باشد یا مرد؛ عاطفی باشد یا خوددار، طفل باشد یا بزرگ سال؛ با طرف های آن قضیه نسبت فامیلی داشته باشد یا نه و... اختلاف زیادی پیدا می کند. تجربه نشان داده که شهادت اشخاص احساسی و عاطفی - که طبعانیروی تخیلی قوی تر دارند و نیروی تخیل آنان ناخودآگاه در اصل واقعه و نقل آن تصرفاتی می کند و قسمتی از آن را تغییر می دهد - از دقت و صحت کمتری برخوردار است و زن نیز از آن حیث که بعد عاطفی و احساسی اش غلبه دارد، طبیعی است که باید شهادتش درباره اموری کهاهمیت زیاد دارد (مثل قتل و...)همراه با تأیید بیشتری باشد.

سوم. اگر قبول شهادت مرد و عدم قبول آن از زن در برخی موارد، دلیل بر نقصان و تبعیض باشد، آن طرف قضیه هم باید صادق باشد که در مواردی اصلاً شهادت مرد چیزی را اثبات نمی کند و شهادت زن است که ارزشمند شمرده شده است، (اثبات ولادت،اثبات با کره بودن، اثبات عیبهای زنانگی در موارد مورد اختلاف و ادّعا و...)در حالی که هیچ کدام دلیل به فضیلت و نقصان نیست؛ بلکه برای بیان حقایق و روشن شدن آنها است.

پس ما می توانیم با مطالعه هم جانبه و پیوسته در متون اسلامی، به اسرار و حکمت های احکام پی ببریم و شبهات را از ذهن خود بزداییم. بنابراین مسأله نابرابری شهادت زن و مرد نیز حکمتهایی دارد که اگر حجاب اندیشه های فمینستی و مشابه انگاری زن و مرد کنار رفته و باژرفکاوی های دقیق روانشناختی به مسأله نگاه شود پرده از عظمت احکام نورانی اسلام و اتقان

زاید الوصف آن برمی دارد، آنچه در اینجا به طور مختصر می توان اشاره کرد این است که:

اولاً: این نابرابری در همه موارد نیست و در برخی از امور شهادت زن به تنهایی کافی است.

ثانیا: برابری شهادت دو زن با شهادت یک مرد در اموری مانند قتل و زنا کاملاً متناسب با روانشناسی زن می باشد، زیرا:


1) زن نسبت به مرد بسیار با حیاتر است و به خاطر حجب و حیایی که دارد در برخورد با صحنه هایی چون زنا معمولاً رو برمی گرداند و خیره نمی شود، برخلاف مرد که حساسیت و تجسس در او تحریک می شود. شیوه مواجهه زن با چنین منظره هایی نقصی برای او نیست ولیبه طور طبیعی امکان اشتباه در تشخیص افراد و چگونگی مسأله در او بیشتر است و افزون شدن تعداد شاهد از احتمال خطا می کاهد.
2) همان طور که گفته شد، زن عاطفی تر از مرد است و این برای او نه تنها نقص نیست، که کمال او در آن است، لیکن این ویژگی که در جای خود ضرورت دارد توابع و اثار وضعی خاصی نیز دارد که باید نسبت به آن هوشیار بود. برخی از برآیندهای طبیعی این ویژگی در مسألهشهادت از قرار زیر است:
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه