زنان صفحه 1479

صفحه 1479

قرآن کریم می فرماید: «خلقکم من نفسٍ واحدهٍ11».

رسول اکرم(ص) می فرماید: «الناس کلهم سواء کأسنان المشط؛ مردم - اعم از زن و مرد - مانند دندانه های شانه با هم برابرند»؛ اما لازمه اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی، تشابه صددرصد آن ها در حقوق نیست.

زن و مرد در حقوق عمومی و حقوق انسانی، برابرند؛ اما آیا با توجه به تفاوت های موجود و غیر قابل انکار و غیر قابل زوال، نباید هیچ گونه تقسیم کار و وظیفه و اختصاص کارکردی در میان باشد؟ تساوی، غیر از تشابه است. تساوی، برابری است و تشابه، یکنواختی. اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی و ارزشی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست؛ اما با توجه به تلازم حق و تکلیف، ممکن است به دلیل تکالیف بیش تری که به عهده مردان گذاشته است، اختیارات بیش تری نیز برای آنان قائل شده باشد. اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست؛ اما با تشابه و یکنواختی حقوق آن ها مخالف است.12

یکی از نکات مهمی که در ارزیابی نظام حقوقی نادیده گرفته می شود، این است که قواعد و مقررات حقوقی برای تنظیم روابط اجتماعی است و نه به منظور ارزش گذاری. استاد علی صفایی حائری می گوید: «تمامی درگیری ها و داد و فریادها، از این جا برخاسته که ما ارزش ها را فراموش کرده ایم و برای شغل ها عنوانی دیگر در نظر گرفته ایم و آن را ملاک افتخار می شناسیم. خیال می کنیم قضاوت یا خیاطی یا بقالی، با یکدیگر تفاوت دارند و در ارزش ها دخالت دارند. بینش اسلامی، برای شغل ها، به اندازه بینش ها و به اندازه نقشی که در پشت آن ایستاده، ارزش قائل است... . با این دید، شغل قضاوت یا ریاست جمهوری، خودش مبنای ارزش نیست و این کار، وابسته به استعدادهای بیش تر و ظرفیت و قاطعیت و سنجش دقیق تر است... . با این دید مسأله تفاوت استعدادها و ناقص بودن زن ها هم مسأله ای نیست؛ چون، تفاوت ها، ملاک افتخار

نیست و در رسیدن به ارزش های بیش تر، استعدادها دخالت ندارند. فوز، اجر، فضل و بهره های عالی و لقاء رضوان الله، در رابطه با به کار گرفتن استعدادها است؛ نه مقدار آن ها...و این استعدادها نیز بر مبنای ابتلاء و امتحان است؛ نه اکرم و اهانت به افراد مربوطه 13».

یکی از ویژگی های مهم و ممتاز نظام حقوقی اسلام، کمال گرا بودن آن است. هدف آفرینش انسان، تکامل اختیاری است. انسان در پرتو اعمال و رفتار اختیاری خود، به قرب حضرت حق و لقاء او که کمال مطلق است، نایل می آید و خدای متعال از باب لطف و کرم خود، نه تنها به عنوان مولی، بلکه به عنوان مربی و مرشد و راهنمای مهربان، انسان را از هر چیزی که مانع این سیر و سلوک می شود، منع کرده است و به آن چه که نیل به این هدف را تسهیل یا امکان پذیر سازد، ترغیب نموده است. از این رو این امر و نهی - دستورات شرعی - مصونیت است نه محدودیت؛ محدودیت برای غرائز شهوانی و امیال طبیعی است و مصونیت بخشی آن، به بعد ملکوتی و هویت انسانی انسان مربوط می شود. آموزه هایی نظیر ضرورت پوشش بیشتر برای بانوان، نکوهش از حضور گسترده زن و به ویژه آن گاه که با اختلاط توأم باشد، کاستن از تصدی مناصب اجتماعی - علاوه بر بعد تقسیم کار به لحاظ رعایت حریم عفاف و کمال شایسته انسانی است.

اول. حق طلاق

این که حق طلاق به مرد داده شده، دلیلش این است که بالاخره یک زندگی جمعی نیاز به مدیر دارد و اسلام نیز کسی را که کم تر در مقابل عواطف و احساسات

تحت تأثیر قرار می گیرد واز نظر مدیریت جمعی قوی تر است، به عنوان مسؤول اداره زندگی مشترک معرفی کرده و حتی نفقه و هزینه اداره این زندگی را هم بر او واجب نموده است. در این که نوع مردان نسبت به زنان، از نظر مدیریت، قوی ترند و انعطاف پذیری کم تری در برابر احساسات خام دارند، شکی نیست. به عبارت دیگر زندگی مشترک نیاز به مدیریت دارد و یکی از شؤون این مدیریت، مسأله اجرای طلاق و انفکاک است که از چند حال خارج نیست:


1. حق طلاق به دست مرد باشد.
2. حق طلاق به دست زن باشد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه