زنان صفحه 1517

صفحه 1517

تنظیم شده است. بند «ز» ماده 16 می گوید: «حقوق فردی یکسان به عنوان شوهر و زن من جمله حق انتخاب نام خانوادگی، شغل و حرفه. یعنی زن نام خانوادگی اش را خودش انتخاب کند. اینکه اصلاً در کشور ما وجود ندارد و برای ما مسئله نبوده است و بیشتر متناسب با فضای غرب است. مشکل ما این است که کارشناسان ما کارشناسان ترجمه ای هستند. بطوریکه گاهی آنقدر آش شور می شود که فمینیستهای داخلی به فمینیستهای دیگر اعتراض می کنند که چرا شما بومی سازی نمی کنید. چون مسئله زن در کشور ما با مسائل زن کانادایی و اروپایی فرق دارد.

حالا نکته ای که می خواهم عرض کنم این است که دولتی های ما در یک زمینه هایی مقاومتهایی کردند ولی چون کارشناسی آنها قوی نبوده توجه نکردند که مشکل ما با آنها یک مشکل کلی است یعنی ما باید مقابل ادبیات تشابه محور آنها یک ادبیات تناسب محور را برای دفاع ازحقوق زن عنوان کنیم. ماچارچوبهای آنها را نباید بپذیریم. اینکه بگوئیم «برابری بله اما...» این یعنی ما دست هایمان را بالا بردیم. یعنی ما منازعات خودمان را با جریان حاکم بین المللی در زیر شاخه های جزئی بردیم در حالیکه ما اشکالاتمان کلی و در همه مجموعه است نه اجزای آن. ما باید بفهمیم چه کلاهی به سرمان می رود. ما الان در عرصه بین الملل مفاهیمی داریم که باید در همان بستر تفسیرش کنیم. ما مثلاً در مجامع بین المللی شرکت می کنیم و تجاوز جنسی را محکوم می کنیم در حالیکه توجه نداریم «تجاوز جنسی» با معنایی که آنها

می گویند با معانی دینی ما چقدر متفاوت است. تجاوز جنسی در مفاهیم آنها یعنی رابطه جنسی که یکی از دو طرف راضی نباشد ولی اگر طرفین راضی باشند مثلاً زن شوهردار و مرد زن دار باشد ولی راضی باشند در هیچ کجا منع قانونی ندارد. در کنوانسیون هم همینطور است و بهره بری از روسپی گری ممنوع است. یعنی کسانی که روسپی ها را به خدمت بگیرند و از این راه پول در بیاورند ولی اگر آن زن روسپی خودش پول در بیاورد وخودش هم خرج کند مشکلی پیش نمی آید. در سند پکن روسپی گری اجباری منع شده است نه اختیاری. لذا کمیته محو تبعیض علیه زنان به کشور آلمان اعتراض می کند که چرا شما مالیات از زن روسپی می گیرید ولی از آنها حمایت نمی کنید. یا «تجاوز به عنف» را طوری معنا می کنند که شوهر آن زن راهم دربر بگیرد. یعنی اگر همسر یک مرد راضی به رابطه نباشد آنهم تجاوز به عنف به حساب می آید و باید مجازات شود. حالا ببینید که چقدر مفاهیم آنها با فرهنگ ما و مفاهیم ما تفاوت می کند. ولی ما به آن دقت نمی کنیم.

¤این کنوانسیون فقط مورد اعتراض کشورهای مسلمان قرار گرفته یا کشورهای دیگر هم با آن مشکل داشته اند؟

- اصولاً جریان فمینیستی که خود را در کنوانسیون نشان می دهد، در کشورهای غربی هم با چالش مواجه است یعنی حتی کسانی که تدینهای مذهبی اسلامی یا مسیحی پررنگی ندارند و صرفاً از زاویه کارشناسی وارد بحث می شوند، به دیدگاه برابری انتقاد دارند. برخی از آنها دیدگاهشان بشدت

نزدیک به دیدگاه دینی ما و حتی بیشتر است. برخی از آثار اینها ترجمه شده است. مثلاً کتاب «زن بودن» که خانم تونی گرنت، روانشناس آمریکایی که خودش دو دهه تجربه فمینیستی دارد و اخیراً منتقد جریان فمینیستی شده است. که نشر ورجاوند هم ترجمه کرده و کتاب بسیار خوبی است یا یکی ازخانمهای ایرانی که ادعا می کند که فمینیست است ولی پست فمینیستی که ازجریان فمینیستی موج دوم انتقاد می کند. خانم رویا منجم که مقیم خارج است و کتاب او «زن، مادر» نام دارد و نشر «مس» آنرا چاپ کرده است. او بشدت به الگوبرداری اززنان غربی حمله کرده و می گوید که ما در شرق یک رویه هایی داریم که بنفع زن تمام می شود تا به ضرر او ولی در ظاهر به ضرر زن است. این جریانات خارجی از جریانات سنتی کنوانسیون را نقد می کند.

او از منتقدین قوی کنوانسیون واتیکان است که شاید منتقدانه ترین موضع را پاپ و واتیکان در اجلاس پکن (1995) داشت. در این اجلاس پاپ بیانیه ای داد و به سند پکن اعتراض کرده بود که تفسیر بدی از مادری وخانواده ارائه می دهد و در صدد نفی آن است. در کشورهای اسلامی هم اعتراضاتی بوده ولی بیشتر از طرف نهادهای غیردولتی.

¤ بنظر می رسد کشورهای اسلامی که این کنوانسیون را پذیرفته اند تغییرات خیلی عمده ای را در مقررات و قوانین خود انجام نداده اند. ما هم می توانیم این کنوانسیون را بپذیریم و بعد از انجام آن سر باز بزنیم.

- توجه کنید که وقتی ما یک معاهده را بپذیریم به این معناست که

ما این ادبیات را پذیرفتیم و برابری زن و مرد را مترقی می دانیم و التزام می دهیم که قوانین داخلی خودمان را بنفع کنوانسیون اصلاح کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه