زنان صفحه 339

صفحه 339

ریشه این اختلاف: از اختلافات در اعضا و جوارح زن و مرد، تفاوت های احساسی، عاطفی، تمایلی و اخلاقی پدید می آید. چون که غدد تناسلی در زن و مرد متفاوت است و این غده ها افزون بر تأثیرات جنسیتی، تأثیرات عاطفی و احساسی متفاوتی در دو جنس نر و ماده می گذارند، سرانجام به تمایز شخصیت این دو جنس منجر می شود. به عنوان مثال ترشح بیضه ها موجب تهور و جوش و خروش می گردد و این همان خصایصی است که گاو نر جنگی را از گاوی که در مزارع برای شخم به کار می رود، متمایز می سازد (چون که در اولی بیضه ها ترشح دارد، ولی در دومی اخته شده است و ترشحی ندارد)(16)

تنها با زیاد یا کم شدن یکی از ترشحات بدن یا یکی از عناصر متابولیکی هر چند ناچیز باشد، اخلاق، رفتار و شخصیت آدمی را دگرگون می سازد.

از این سخن نتیجه می گیریم و می گوییم: با توجه به دامنه وسیع در تفاوت ها که بین زن و مرد در همه چیز وجود دارد( که تفاوت تر ترشحاتی غدد، جزئی از آن است) می گوییم: باید اذعان نمود که لازم است زن، زن باشد و مرد، مرد. هر یک به وظایف و مسئولیت های خویش.(17)

اما از نظر فعالیت های خردمندانه و تفکر گفته اند: این روایت ناظر به عقل حسابگری زنان است که در مقایسه با مردان کم تر است؛ یعنی واقعیت این است. نه زیاده روی در

مورد حمایت از زنان درست است و نه نقطه مقابلش که به زنان ظلم روا داشته شد. همان گونه که اگر کسی در مقام مقایسه، مرد را از نظر عاطفه، از زن ناقص یا کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست، همین طور در بعد عقلانی اگر زن را نسبت به مرد کم تر بداند، خطا نکرده است و گفتارش خلاف واقع نیست.

بیان این سخن:

اولاً: این سخن در پی بیان یک قضیه موجبه کلیه ای که استثنا نداشته باشد، نیست. همان گونه که در بخش دوم بیان شد، نه تمامی مردان از نظر عقل بر تمامی زنان برتری دارند و نه نقص عقل در انحصار زن می باشد و کمال عقل در انحصار مرد است، بلکه این سخن درصدد بیان یک واقعیت است و آن این که: وجه غالب در کنش های مردان رفتارهای حسابگرانه و وجه غالب در کنش های زنان رفتارهای مهرانگیز و عاطفی و احساسی است. این مطلق نیست، بلکه نسبی است.

ثانیاً: هر یک از این دو نیروی عاطفه و عقل حسابگرایانه در جای خویش نیکو، پسندیده و ضروری است. قوت هر یک از این دو در یک فرد نه دلیل بر خوبی او است و نه دلیل بر بدی. نیز ضعف هر یک از این دو نه دلیل بر خوبی و نه دلیل بر بدی او است. در واقع قوت و ضعف این دو در دو جنس نرنیه و مادنیه نوعی تقسیم کار و تقسیم وظایف و مسؤولیت های تکوین و طبیعی است. به هیچ وجه مرد نمی تواند از عهده وظایف مهرانگیز و عاطفی زن برآید و برعکس، زن نمی تواند

از عهده وظایف حسابگرایانه مرد برآید. موفقیت اصلی زن در وظایف خویش است که در راستای ودیعه تکوین وی قرار دارد و موفقیت اصلی مرد نیز در اموری است که همگون با قوای تکوین اش می باشد. در طبیعت و قوانین تکوین بین مردان و زنان کارها تقسیم شده است. چرا ما در نظام تشریع آن را نپذیریم؟ سخن امام علی علیه السلام درباره زنان هشدار دهنده است که نباید از آنان انتظار حرکتی مردگونه داشت، چون که زنان سراپاشور و احساس و عاطفه اند؛ در برخورد با آنان نباید انتظار حسابگرانه های مردانه را داشت، بلکه می بایست دقیقاً همگام با وظایف تکوین تقسیم کار را پذیرفت و روانشناسی زنان را در نظر داشت.

ثالثاً: عقل مورد بحث، عقل ارزشی نیست، بلکه عقل سنجش است. توضیح: عقل یک وقت عقل سنجش یا نظری است که مایه تکلیف است و هر انسان مکلفی می بایست بهره ای از آن داشته باشد تا مشمول تکلیف گردد. این در دختران زودتر از پسران شکوفا می شود، بدین جهت دختران سن تکلیفشان چند سال قبل از پسران است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه