حجاب شناسی (پرسمان حجاب) صفحه 27

صفحه 27

امروز ما شاهد این مسئله هستیم که تمام بار بردوش نیروی انتظامی افتاده است.و حال آنکه برخورد پلیسی و همراه با خشونت، همیشه راه حل مناسب و جامعی برای اصلاح ناهنجاری ها و ارتقاء امنیت اجتماعی نیست.

ششم . از منظر تیپ شناسی (Typology) اجتماعی، می توان افراد جامعه را در ارتباط با تعهد و وفاداری به اجرای ارزش های دینی دو گروه تقسیم می شود:

1. اقلیت موافق یا مخالف (بسیار فعّال و تأثیرگذار)؛

2. اکثریت منفعل و تأثیرپذیر.

جهت گیری مثبت یا منفی اکثریت جامعه درباره ی اجرای ارزش ها و شعائر دینی، تابعی از تفوّق هر کدام از این دو گروه اقلیت بر دیگری است. اگر در مقطعی گروه مخالف ارزش های دینی به حکومت برسد و با مکانیسم های مختلف، شروع به ترویج هنجارها و ارزش هایی مخالف ارزشها و هنجارهای دینی کنند؛ اکثریت جامعه به مرور زمان در سطوح متفاوتی، دست از ارزش های دینی برداشته، ناهنجارهای جدید را به جای هنجارهای پیشین می پذیرد. درست عین همان وضعیتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی (مانند ترکیه و یا ایران زمان پهلوی) رخ داد و بسیاری از افراد سست ایمان، بر اثر ضعف دینی یا تحت تأثیر تبلیغات غربزدگان، به سمت بی حجابی کشیده شدند و زشت ترین صورت آن را در سطح جامعه ی اسلامی، به نمایش گذاشتند؛ تا آن جا که، بسیاری از ارزش های اسلامی (مانند حجاب) در سطح جامعه، به صورت نوعی امل گری و ضدارزشی در زندگی نوین، تلقی می شد. اگر در آن زمان عده ای افراد متدیّن، به ارزش های اسلامی (مانند حجاب و...) پایبند بودند، تنها به علت کوشش سخت و فعالانه دستگاه های مذهبی بود _ که به رغم تمام محدودیت ها و خفقان

ناشی از دین ستیزی نظام پهلوی _ بازهم چراغ هدایت دین را روشن نگه داشتند و در این راه، درد و رنج شکنجه، زندان و شهادت را به جان خریدند. اگر در مقطعی گروه اقلیت فعّال و تأثیرگذار موافق ارزش های دینی، بتوانند اداره ی امور جامعه را در دست گیرند و زمینه های تحقق و احیای معارف و ارزش های الهی را در جامعه مهیّا سازند، اکثریت جامعه نیز از این روند تأثیر پذیرفته، پذیرای ارزش های دینی می شوند؛ مانند همان اتفاقی که در بعد از انقلاب اسلامی در سطح جامعه ی ایران افتاد و چهره ی جامعه ی را متحول کرد.

بنابراین همانگونه که مشاهده می نمایید؛ گسترش ارزش های الهی در جامعه ای با دو عامل مهم در ارتباط است یکی تشکیل حکومت دینی توسط نیروهای ارزشی و متدین و دیگری عزم و اراده این نیروها در تعمیق و بسط ارزش های الهی و اگر در زمانی، یکی از این دو عامل نباشد، ارزش های الهی در جامعه کم رنگ می شود و به سوی جایگزینی و تغییر در ارزش ها پیش می رود.

اکنون با توجه به مقدمه فوق، درباره سؤال باید گفت که یکی از مهمترین وظایف و اهداف حکومت اسلامی اجرا و گسترش احکام و ارزش های الهی در جامعه است و اصولا نمی شود حکومتی را اسلامی و دینی نامید بدون آن که آن حکومت هیچگونه دغدغه ای نسبت به اجرای احکام و ارزش های دینی نداشته باشد. از این رو حکومت اسلامی باید قوانین و مقررات الهی را به صورت کاملا رسمی و با استفاده از مکانیزم های قانونی خود به اجرا گذارد و بر اجرای دقیق

آنها نظارت کند و همانگونه که در سایر پاسخ های این نامه مشخص شد حجاب یکی از قوانین الهی است و قانون حجاب در جمهوری اسلامی، چیز جدیدی در اسلام نیست و اگر مجازاتی در قانون تعیین شده همان مجازاتی است که در متون و منابع اسلامی برای متخلفین مشخص شده است. اما این که آیا این قانون کاملاً موفق بوده یا نه؟ بر عملکرد سایر دستگاه های اجرایی و فرهنگی جامعه و مسؤولین آنها باز می گردد که در این زمینه نسبت به قبل از انقلاب اسلامی و شرایط جهانی که در آن قرار داریم و با شدیدترین تهاجم فرهنگی مواجهیم، در مجموع با موفقیت نسبی قابل توجهی روبرو هستیم هر چند کاستی ها و ناکامی هایی نیز وجود دارد که ناشی از عوامل ذیل است:

الف) عوامل درونی: منظور از عوامل درونی، مجموعه مؤلّفه هایی است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشی از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن است. مهم ترین آنها عبارت است از: 1. از منظر انسان شناختی انسان موجودی است که دارای قدرت اختیار می باشد، یعنی، هم توانایی انتخاب راه درست و طی کردن مراتب کمال انسانی را دارد و هم توانایی پیروی از امیال و هواهای نفسانی و طی کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن می فرماید: «انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه 3).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه