حجاب شناسی (پرسمان حجاب) صفحه 552

صفحه 552

اولین و شاید راحت ترین پاسخی که می توان به این موضوع داد ، ناکارآمدی و حتی تعمد مدیریت کشور و آموزش عالی باشد ، البته این در صورتی است که بتوانیم به صورت غیر منصفانه واقعیت های مربوط به تلاش های گسترده نظام اسلامی و مدیرت فرهنگی و آموزشی کشور رادر زمینه ترویج و نهادینه نمودن اصول و ارزشهای دینی و مقابله با معضلات فرهنگی نادیده گرفته و یا آنها را به تعمد در دامن زدن به فساد و ابتذال و انحطاط اخلاقی متهم نماییم . اما اگر بخواهیم از منظری علمی و مبتنی بر واقعیات به آسیب شناسی موضوع فوق بپردازیم با عوامل متعددی مواجه می باشیم که پاره ای مربوط به مدیریت آموزشی و فرهنگی کشور و بسیاری ناشی از عوامل دیگر می باشد ؛

الف . مشکلات مدیریتی

علی رغم اینکه از ابتدای انقلاب جهتگیری و سیاست اصلی مدیریت آموزشی و فرهنگی کشور بر اسلامی سازی دانشگاهها بوده و در مجموع توفیقات زیادی نیز به دست آمده اما متاسفانه به دلایل مختلفی از جمله کاستی های مربوط به سیاستگذاری جامع فرهنگی ، اشتباهات روشی ، کوتاهی در برخورد فرهنگی با عوامل نفوذی و جریان های ضد دینی و... شاهد تداوم یا بروز ناهنجاریهای فرهنگی و ضد ارزشی در برخی فضاهای آموزشی کشور می باشیم .

ب . سایر عوامل

در کنار عامل فوق عوامل متعددی نیز در این مساله دخیل می باشند از

جمله ، تهاجم فرهنگی گسترده و بی وقفه مخالفان نظام اسلامی در نابودی فرهنگ و ارزشهای اصیل اسلامی و ملی کشور با استفاده از پیشرفته ترین امکانات روز صورت می گیرد و متاسفانه برخی جوانان به دلیل فقدان تربیت صحیح اسلامی ، یا ضعف مبانی عقیدتی و فرهنگی یا مشکلات مربوط به ازدواج ، اقتصاد و ... تحت تاثیر آن قرار می گیرند . در کنار این عامل نقش ارادی بودن و قدرت اختیار و انتخاب افراد نیز قابل ملاحظه است . در ادامه جهت تبیین و تشریح دقیق تر مطالبی ارائه می شود: T}الف- اسلامی بودن جامعه ما{T بررسی این موضوع، نیازمند شناخت دقیق جامعه اسلامی، ویژگی های آن و تطبیق آن بر جامعه کنونی ما است: یک. جامعه اسلامی و ویژگی های آن: جامعه دینی، جامعه ای است «دین باور»، «دین مدار»، «دین داور» و «مطلوب دین». V}(جامعه برین، سید موسی میرمدرسی، چاپ اول، 1380، صص 209 _ 210){V جامعه دینی جامعه ای است که شبکه روابط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی و اخلاقی آن بر اساس دین و آموزه های آن تنظیم شده باشد. جامعه دینی، جامعه ای است که در آن داوری با دین باشد و افراد آهنگ خود را همیشه با دین موزون کنند. جامعه دینی، دغدغه دین دارد و این دغدغه و احساس نیاز به همسو کردن خود با دین، تنها به امور فردی و عبادیات و اخلاق فردی محدود نمی شود؛ بلکه نسبت میان دین و کلیه امور و روابط اجتماعی باید سنجیده شود و داوری دین در همه خطوط و زوایای تمامی شبکه روابط اجتماعی نافذ باشد. جامعه دینی، جامعه مدنی، احمد واعظی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه

اسلامی، چاپ اول، 1377، صص 88 _ 90 بر این اساس ویژگی های جامعه دینی عبارتند از:( حمیدرضا شاکرین، حکومت دینی، انتشارات معارف)

1. دین باوری و اعتقاد به آموزه های دینی، 2. تنظیم نظام حقوقی خود بر اساس دین (شریعت مداری)، 3. دارای نظام دینی است و جز حکومت دینی را برنمی تابد(نظام دینی)، 4. در جامعه دینی، مردم سلوک و رفتار فردی و اجتماعی خود را با دین موزون می کنند و داوری دین را در این باره پذیرایند(دین داوری)، 5. چنین جامعه ای قطعاً مطلوب و مورد رضایت دین نیز هست (مطلوب دین)، جامعه ای که بر اساس مؤلفه ها و ویژگی های فوق شکل گرفته باشد، جامعه ای دینی است. بر این اساس می توان دو معیار اصلی برای جامعه اسلامی نام برد: الف. افراد جامعه به دین مبین اسلام باور داشته و آن را در رفتار فردی و اجتماعی خود متجلی سازند. ب. کلیه نظام های حقوقی و ساختارهای سیاسی، بر اساس دین مبین اسلام تنظیم شده باشد. نکته مهمی که در اینجا قابل ذکر است، توجه به مراتب متعدد جامعه اسلامی است؛ یعنی، اینکه به هر مقدار این دو معیار فوق در جامعه ای رعایت شود، درصد و میزان اسلامیّت آن جامعه بالاتر می رود. سه. بررسی اسلامی بودن جامعه کنونی ایران: با نگاهی به واقعیات جامعه کنونی ایران، مشخص می شود که بحمدالله جامعه ما از دو معیار اصلی جامعه اسلامی برخوردار است؛ زیرا بیشتر افراد جامعه به دین مبین اسلام عقیده و باور دارند و نظام حقوقی و ساختار سیاسی جامعه نیز بر اساس آموزه های دین مبین اسلام شکل گرفته است. بنابر این در اصل اسلامی بودن جامعه ما هیچ گونه تردیدی نیست. اما

اینکه به چه میزان از اسلامیّت برخوردار هستیم، نیازمند بررسی عملکرد ارکان و عناصر تشکیل دهنده جامعه اسلامی _ اعم از افراد جامعه، مسئولان، نهادها و دستگاه های دولتی و... _ و میزان انطباق آن با آموزه های دین مبین اسلام است. در این زمینه به صورت مختصر باید گفت: نظام جمهوری اسلامی که از ابتدا تاکنون تمامی سعی و تلاش خود را در جهت تحقق و اجرای کامل تعالیم و ارزش های اسلامی، در سطح جامعه به کار بسته است. و در این راه تا آنجا که امکانات مادی و معنوی اجازه داده از هیچ تلاشی دریغ نکرده است. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که وجود نظام سیاسی و حقوقی منطبق با دین در صورتی در اجرای کامل تعالیم و ارزش های اسلامی در سطح جامعه موفق خواهد بود که سایر شرایط و زمینه های لازم (از قبیل وجود منابع انسانی مورد نیاز، کارگزاران و مدیرانی صالح، مردم وفادار و همیشه در صحنه، کفایت منابع مادی و اقتصادی و...). مهیا بوده و به علاوه موانع و مشکلات (از قبیل تهدیدات خارجی و تهاجمات نظامی و فرهنگی، محاصره های اقتصادی و سیاسی و نظامی، بدعت ها و سنت های غلط، دنیاگرایی تجمل پرستی و..). وجود نداشته باشد؛ وگرنه هرگز آن حکومت دینی در اصلاح کامل جامعه موفق نخواهد بود. این موضوع درباره حکومت امیرالمؤمنین(ع) نیز مطرح است. حضرت علی(ع) از سوی خداوند متعال، به عنوان ولیّ جامعه اسلامی و هم تراز پیامبر اکرم(ص) معرفی شده و هیچ تردیدی در حقانیت و مشروعیت حکومت ایشان وجود ندارد. در قرآن کریم ابلاغ ولایت ایشان به دست پیامبر اکرم(ص)، موجب اکمال دین و اتمام

نعمت و راضی بودن به دین اسلام دانسته شده است.( مائده، آیه 3 )اما با نگاهی به تاریخ پنج ساله حکومت مولای متقیان و اوضاع اجتماعی حاکم بر آن دوران، روشن می شود که موانع زیاد فراروی آن حضرت بوده است. جنگ های داخلی صفین، جمل و نهروان، تهدیدات دشمنان خارجی، کمبود نیروی انسانی توانمند و تربیت یافته، کثرت مشکلات، گستردگی بدعت ها و سنت های فاسد و آلودگی های مزمن اجتماعی، تغییر چهارچوب نظام ارزشی و... تنها گوشه ای از مشکلات ایجاد شده در حکومت عدل امام علی(ع) است. دنیاگرایی مردم، خیانت و یا نافرمانی برخی کارگزاران و فرماندهان آن حضرت و... از مسائلی بودند که ایشان در تمام دوران حکومت خود با آن روبه رو بودند؛ ولی در همان حال آن حضرت شایسته ترین فرد برای حکومت و زمامداری جامعه اسلامی در اوضاع آن روز بود و این نابسامانی ها، هیچ گاه تردیدی در اصل مشروعیت ولایت آن حضرت ایجاد نمی کند. حال آیا می توان به دلیل وجود آن مشکلات، حکومت امام علی(ع) را ناکارآمد معرفی کرد و یا اینکه آن جامعه را غیراسلامی دانست؟! در هر صورت برای حل اساسی این شبهه لازم است، فلسفه اصلی و اهداف تشکیل حکومت اسلامی و نهایت چیزی که می توان از حکومت اسلامی انتظار داشت، مشخص کرد. بر این اساس مهم ترین فلسفه و اهداف تشکیل حکومت اسلامی، عبارت است از: 1. استقرار توحید و خداپرستی در زمین و رهانیدن مردم از بندگی و فرمانبرداری غیر خدا: « وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلّ ِ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ... ؛» نحل، آیه 36. روشن است تحقق این هدف بسیار خطیر و بزرگ، نیازمند سازمان و قدرت سیاسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه