آشنایی با زنان قرآنی صفحه 133

صفحه 133

چون فرزندت بودم و برایت نعمتی به حساب می‌آمدم، بر من منت می‌گذاری؟ آیا تو نیستی که ظلم می‌کنی و بنی‌اسراییل را برده خود کرده‌ای؟ آیا تو نبودی که امر کردی همه نوزادان را بکشند تا اینکه مرا در صندوقی نهاده به آب انداختند و حکمت خدا مرا به قصر تو رساند».

فرعون برآشفت و گفت: «تو را خواهم کشت که تو از کسانی هستی که به نعمت ما ناسپاس گشتی». موسی (ع) گفت: «من از ستم شما گریختم و خدا نعمت و رحمتش را بر من نازل فرمود و به من علم عطا کرد و مرا از رسولان خود قرار داد». فرعون گفت: «این خدایی که می‌گویی کیست؟ من او را نمی‌شناسم، من خدایی جز خودم نمی‌شناسم. ای هامان با آجر کوشکی برایم بنا کن، شاید خدای موسی را بر بام آن بیابم، در حالی که می‌دانم او دروغ می‌گوید». موسی (ع) گفت: «چنانچه ذات همه چیز را می‌فهمیدی و وجودشان را درک می‌کردی، می‌دانستی که همه از آثار خداست، خدایی که پروردگار آسمان‌ها و زمین و هر چه در آن است، هست». فرعون با عصبانیت گفت: «چنانچه خدایی غیر از من گیرید، شما را زندانی می‌کنم».

موسی (ع) بدون آنکه ترسی به خود راه دهد، گفت: «حاضرم برای تو حجتی بیاورم که شک و تردید تو را از بین ببرد». موسی (ع)، عصایش را روی زمین انداخت و عصا به مار تبدیل شد. فرعون قدری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه