آشنایی با زنان قرآنی صفحه 164

صفحه 164

می‌شد. با اینکه میل بسیاری به داشتن بچه داشت، دیگر از بچه‌دار شدن ناامید شده بود. حنّا حاضر بود تمامی دارایی‌اش را بدهد، ولی صاحب فرزندی شود که او را یک‌بار ببیند و صورتش را ببوسد.

روز به روز با بالا رفتن سنش، امید به بچه‌دار شدن در او کمرنگ‌تر می‌شد. با ناله و زاری فراوان، به درگاه پروردگار زمین و آسمان پناه برد و به او توسل جست و با حالت خضوع و خشوع کامل نذر کرد که چنانچه خداوند به او فرزندی بدهد، او را وقف بیت‌المقدس خواهد نمود، تا در آنجا به خدمت بپردازد:

إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ ما فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (آل عمران: 35)

آنگاه که همسر عمران گفت: پروردگارا! آنچه در شکم دارم نذر تو کردم، آزاد برای [خدمت خانه] تو، پس از من بپذیر که تویی شنوای دانا.

خداوند دعای او را اجابت کرد و آنچه را خواسته بود به او داد. حنّا شبی ناگهان در وجودش تکان خوردن کودکی را احساس کرد. دنیا پیش چشمش روشن شد و ناراحتی‌هایش از بین رفت و خنده بر لبانش نقش بست. صبح زود با گشاده‌رویی در برابر همسرش عمران نشست و آنچه در وجودش می‌گذشت را بر او شرح داد. عمران در حالی که بسیار خوشحال و متعجب بود، به سخنان همسرش گوش می‌داد. از شدت شادی‌ای که پس از مدت‌ها رنج و ناراحتی به آنها رو آورده بود، چشمانش پر از اشک شد. ولی افسوس که عمرش کفاف نداد که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه